اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نور ملکوت قرآن - ج2

0
جلد ها

جلد دوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌سرّه بوده که پیرامون جنبۀ «روشنگری تبیان بودنِ قرآن و پاسخ به شبهات مربوطه؛ از جمله مقالۀ قبض و بسطِ تئوریک شریعت» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است.  مهم‌ترین مطالب این مجلّد:  • امتناع نسخ قرآن  • کسیکه به علوم کلیه راه‌ یابد معنای تبیانِ قرآن لِکُلِّ شَیء را می‌فهمد  • فقط اولیای الهی از حقائق و تأویل قرآن مطّلع هستند  • رسالت قرآن انسان‌سازی است نه حلّ مسائل علمی  • تطبیق قرآن بر علوم عصر راه صحیحی نیست  • تئوری‌ها ثبات ندارند و پیوسته محکوم تئوری‌های دیگرند  • نقد و بررسی «فرضیه تکامل داروین»  • نقد و بررسی مقالۀ «قبض و بسط تئوریک شریعت»  • عظمت و تقدّم علوم اسلامی بر علوم امروزی   • تشویق قرآن بر آموختن علم حکمت  • حق بزرگ فلاسفۀ اسلام در پاسداری از توحید و قرآن  • علماء اسلام برجسته‌ترین دانشمندان و پدران علوم طبیعی هستند  • پیشگامی مسلمین در علومی مثل فیزیک، طب و داروسازی.   • اساس حوزه‌های علمیه، بر قرآن و عرفان  • مدت عمر، محدود است و باید صرف آموختن علم مفید شود  • اعراض روشنفکران از مبانی اسلامی، در اثر فرهنگ خارجی  • منطق قرآن حجیت عقل و یقین است؛ نه فرضیه‌های وهمی  • تحلیل و بررسی معنای فطرت در قرآن   • بیان برخی احکام فطری قرآن مثل حرمت زنا، لواط و شراب‌نوشیدن.  • نقد و بررسی کتاب «دانش و ارزش»

نور ملکوت قرآن - ج2

154
  • ...1و2

    1. [ادامه تعلیقه صفحه قبل] - اتّکاء به آنکه ازدواج با خواهران سفاح است، ظاهر آيه قرآن را ردّ مى‌نمايند؛ کلامى عوام‌پسند و خالى از تحقيق است. زيرا اوّلا آيه از ظهور بالاتر و قريب به نصّ است، چون در مقام بيان خصوصيّت و کيفيّت انتشار فرزندان آدم است. و حضرت علّامه در مواضع عديده از تفسير خود آورده‌اند که روايات وارده در تفسير، غير از روايات وارده در احکام است و بايد خبر واحد نباشد بلکه مقطوع الصّدور باشد.
      ثانيا ازدواج اولاد آدم با فرشتگان و حوريان بهشتى و يا با ديوان و جنّيان در اين عالم مادّه و طبيعت، مخالف اصول علميّه طبيعيّه و مخالف قواعد و اصول عقليّه حکميّه است.
      زيرا ازدواج يک فرد طبيعى با يک فرد مجرّد معنوى جز به طريق اعجاز صورت نمى‌گيرد. و ظاهر روايات اعجازى در بين نبوده است وگرنه ممکن بود مانند عيسى بن مريم، اولاد آدم در مرتبه نخستين بدون پدر و يا بدون مادر متولّد شوند.
      ثالثا نزول فرشته و حوريّه طبق آيات قرآن با اصل و ثبات اين نشئه متصوّر نيست چنانکه در بسيارى از آيات وارد است که:” وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَکاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ.” (آيه ٩، از سوره ٦: الأنعام)” قُلْ لَوْ کانَ فِي الْأَرْضِ مَلائِکةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنا عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ مَلَکاً رَسُولًا.” (آيه ٩٥، از سوره ١٧: الإسراء)” وَ لَوْ أَنْزَلْنا مَلَکاً لَقُضِيَ الْأَمْرُ ثُمَّ لا يُنْظَرُونَ‌”. (ذيل آيه ٨، از سوره ٦: الأنعام) رابعا اين فرضيه مستلزم آنست که در آباء انبياء گرام و ذوات مطهّره، غول و جنّ شرکت داشته باشند، و حاشاهم عن ذلک.
      خامسا نزول حوريّه و جنّيّه در عالم طبيعت بالأخره بايد مرجعش به انسان خوش سيرت و بدسيرت برگردد. زيرا تلبّس فرشته و جنّ به لباس مادّه جز انسان نخواهد شد، و در اين صورت قول قائلين به تکامل انواع و عدم انتهاء نسل بشر به آدم و حوّا تقويت مى‌شود؛ و فساد اين گفتار مفصّلا ذکر شد.
    2. [تعلیقه شماره 3 از صفحه قبل] آية الله شعرانى در کتاب «راه سعادت» طبع اوّل، ص ١٣٨ و ١٣٩ آورده‌اند که:
      «يهود و نصارى مى‌گويند: نسخ در احکام خدا نيست. چون در اراده خداوند تغيير پيدا نمى‌شود. و هر حکم که کرد، ازلا و ابدا حکم همان است. و گويند: اوّلين شريعت را- موسى عليه السّلام آورد، و تا قيامت همان شريعت باقى است.» مرحوم شعرانى در ابطال کلام آنها و در اثبات نسخ، به وجوهى استدلال کرده‌اند، تا اينکه مى‌گويند:
      «و يهود گويند: يعقوب دو خواهر را با هم به زنى داشت: ليا و راحيل. پس در شريعت ابراهيم جمع دو خواهر جايز بود؛ و در شريعت موسى عليه السّلام حرام است.
      و نيز مفسّرين يهود گويند: عمران پدر حضرت موسى عليه السّلام عمّه خود را گرفت و از او موسى و هارون عليهما السّلام تولّد يافتند. پس گرفتن عمّه در شريعت حضرت ابراهيم عليه السّلام جايز بود؛ و در تورات حرام است.
      و از سفر تکوين (٢٠: ١٢) معلوم مى‌شود ساره خواهر پدرى ابراهيم بود. اگر صحيح باشد، حکم آن در شريعت موسى منسوخ است و نسخ ثابت مى‌شود؛ و اگر صحيح نباشد، اعتماد بر تورات نيست و حکم ابديّت آن اعتبار ندارد.»