
نور ملکوت قرآن - ج2
جلد دوم مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «روشنگری تبیان بودنِ قرآن و پاسخ به شبهات مربوطه؛ از جمله مقالۀ قبض و بسطِ تئوریک شریعت» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • امتناع نسخ قرآن • کسیکه به علوم کلیه راه یابد معنای تبیانِ قرآن لِکُلِّ شَیء را میفهمد • فقط اولیای الهی از حقائق و تأویل قرآن مطّلع هستند • رسالت قرآن انسانسازی است نه حلّ مسائل علمی • تطبیق قرآن بر علوم عصر راه صحیحی نیست • تئوریها ثبات ندارند و پیوسته محکوم تئوریهای دیگرند • نقد و بررسی «فرضیه تکامل داروین» • نقد و بررسی مقالۀ «قبض و بسط تئوریک شریعت» • عظمت و تقدّم علوم اسلامی بر علوم امروزی • تشویق قرآن بر آموختن علم حکمت • حق بزرگ فلاسفۀ اسلام در پاسداری از توحید و قرآن • علماء اسلام برجستهترین دانشمندان و پدران علوم طبیعی هستند • پیشگامی مسلمین در علومی مثل فیزیک، طب و داروسازی. • اساس حوزههای علمیه، بر قرآن و عرفان • مدت عمر، محدود است و باید صرف آموختن علم مفید شود • اعراض روشنفکران از مبانی اسلامی، در اثر فرهنگ خارجی • منطق قرآن حجیت عقل و یقین است؛ نه فرضیههای وهمی • تحلیل و بررسی معنای فطرت در قرآن • بیان برخی احکام فطری قرآن مثل حرمت زنا، لواط و شرابنوشیدن. • نقد و بررسی کتاب «دانش و ارزش»
نور ملکوت قرآن - ج2
70«و ثابت بن قرّة مىگوید: علّت آرامش و تعادل زمین آنست كه: هر جزئى از اجزاء آن موضعى را مىطلبد كه در آن موضع، نزدیكیش بالنّسبه به جمیع اجزاء زمین متساوى باشد. زیرا كه میل كلوخ به پائین، نه از جهت آنست كه ذاتا طالب مركز زمین باشد؛ بلكه جنسیت آن با زمین سبب انضمام گردیده است.
و به دنبال این مطلب گوید كه: اگر فرض شود كه زمین متلاشى شود و هریك از اجزاى آن در اطراف عالم پراكنده و متفرّق گردد، و سپس اجزاى آن را رها كنند؛ همه با هم میل به سوى هم مىنمایند، و هرجا كه به یكدیگر برسند مىایستند.»1 علىهذا مذهب نیوتون مطلبى نبود كه از مدّ نظر حكماء و فلاسفه ما دور باشد و ایشان آن قانون جاذبه عمومى را كشف نكرده باشند. چه زشت است كسى نان بر سر سفره كسان بخورد، و سپاس بیگانگان و ناكسان را بجاى آورد؛ و
- و بنابراين آنچه در کتب فيزيک آمده است که در مرکز زمين، قوّه جاذبهاى است که اشياء را به سوى خود مىکشد، خالى از حقيقت است. اين قوّه جاذبه در همه اجزاء است. و چون به طور متساوى و يکنواخت است، فلهذا هر چه به مرکز زمين نزديکتر شويم؛ بواسطه تراکم اجزاء آن، قوّه آن بيشتر شده و سرعت حرکت بطور مضاعف بالا مىرود. هر چيزى را در فضا رها کنيم با شتاب يک دوم (نصف وزن آن ضرب در مجذور زمان) به سمت سفل مىرود.
