
نور ملکوت قرآن - ج1
جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «حقانیت و هدایتگری قرآن و جامعیتِ احکام آن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • قرآن راهنما به بهترین آیینها • شواهدی بر بهترین راهنما بودن قرآن • جاودانگی احکام و معارف قرآن • حیاتی بودن حکم قصاص در قرآن • بررسی نظریه همدوشی زنان با مردان در جامعه • امام معصوم، وجود خارجی قرآن • عینیت نفس ملکوتی امام معصوم با قرآن • احترام به والدین بر اساس معارف قرآن • حرمت تحدید نسل بر اساس معارف قرآن • کیفیت نزول وحی توسط خداوند و ملائکه • معجزات پیامبران ، ناشی از جمعیت نفس آنها • اصالت قرآن بخاطر مبتنی بودن بر فطرت است • علت ذکر داستانها در قرآن، وجود مشابه آن در نفوس همۀ مردم است
نور ملکوت قرآن - ج1
244نمىدانید كه داناترین مردم به مسأله قدَر آن كسى است كه سكوتش در این مسأله بیشتر بوده باشد! و جاهلترین مردم در این مسأله، آن كسى است كه گفتارش بیشتر باشد؟!»
آنگاه حضرت میگوید: امروز غُرَّه شعبان است؛ خداوند شعبانش نامیده است لِتَشَعُّبِ الْخَیرَاتِ فِیه «براى آنكه كارهاى خیر و نیكو در آن شعبه شعبه شده و به اقسامى منقسم شود.»
تا مىرسد به اینجا كه میگوید: من براى شما بیان نمیكنم مگر آنچه را كه از رسول خدا صلّى الله علیه و آله شنیدهام!
برخاستن نور قرآن از چهار صحابی رسول الله و روشن شدن صحرا و دفاع از دشمن
روزى رسول خدا لشگرى را به سوى قومى از كفّار كه در نهایت عداوت با مسلمین بودند، گسیل داشت؛ خبرى از آنها نرسید؛ و در فكر آنها فرو رفت؛ و گفت: ایكاش كسى بود تا از احوالشان اطّلاعى حاصل میكرد؛ و ما را از جریانشان آگاه مىساخت!
در این هنگام پیك بشارت رسید، باینكه آنان بر دشمنان پیروز شدند؛ و برآنها مستولى گشتند و ایشان را یا كشتند؛ و یا مجروح نمودند؛ و یا اسیر كردند، و اموالشان را غارت نمودند؛ و فرزندان و عیالشان را به اسارت گرفتند.
چون سپاه در بازگشت خود به مدینه نزدیك شد؛ رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم با اصحاب خود با آنان برخورد كرد. زَید بن حَارثه كه رئیس سپاه بود، و آنحضرت به وى امارت داده بود، وقتیكه نظرش به رسول الله افتاد؛ از ناقه خود پیاده شد؛ و به سوى آنحضرت آمده؛ پاها و پس از آن دستهاى حضرت را بوسید.
رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم نیز او را در آغوش گرفت؛ و سرش را بوسید.
سپس عبد الله بن رَوَاحَة از ناقهاش پیاده شد؛ و دست و پاى رسول خدا
