
نور ملکوت قرآن - ج1
جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «حقانیت و هدایتگری قرآن و جامعیتِ احکام آن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • قرآن راهنما به بهترین آیینها • شواهدی بر بهترین راهنما بودن قرآن • جاودانگی احکام و معارف قرآن • حیاتی بودن حکم قصاص در قرآن • بررسی نظریه همدوشی زنان با مردان در جامعه • امام معصوم، وجود خارجی قرآن • عینیت نفس ملکوتی امام معصوم با قرآن • احترام به والدین بر اساس معارف قرآن • حرمت تحدید نسل بر اساس معارف قرآن • کیفیت نزول وحی توسط خداوند و ملائکه • معجزات پیامبران ، ناشی از جمعیت نفس آنها • اصالت قرآن بخاطر مبتنی بودن بر فطرت است • علت ذکر داستانها در قرآن، وجود مشابه آن در نفوس همۀ مردم است
نور ملکوت قرآن - ج1
98مقام امام و ولایت تحقّق وجود خارجی قزآن است
والىِ مقام ولایت و امام كسى است كه قرآن بتمامه با نفس شریف او خمیر شده باشد، و تمام آیات بتمام معانىها و مفاهیمها بر او منطبق باشد، از باء بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ تا سین مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ1 را لمس نموده و مسّ فرموده باشد؛ و در حقیقت وجودش قرآن خارجى و واقعیتش تكبیر و تسبیح و تحمید و تهلیل و تمجید حضرت حقّ باشد.
أبوالفداء، ابن كثیر دمشقى در تاریخ خود گوید: از آنچه حاکم أبوعبدالله نَیسَابورىّ و غیر او درباره مقتل حسین علیه السّلام، از بعضى از متِقَدِّمین قرائت نمودهاند، این أبیات است:
جآءُوا بِرَأْسِک یابْنَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ *** مُتَزَمِّلًا بِدِمآئِهِ تَزْمیلا (١) و کانَّما بِک یا بْنَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ *** قَتَلوا جِهارًا عامِدینَ رَسُولا (٢) قَتَلوک عَطْشانًا، و لَمْ یتَدَبَّروا *** فِى قَتْلِک الْقُرءَانَ والتَّنْزِیلا (٣) وَ یکبِّرونَ بِأنْ قُتِلْتَ، وَ إنَّما *** قَتَلوا بِک التَّکبِیرَ وَالتَّهْلیلا (٤)2 (١) اى پسر دختر محمّد! سر تو را به نزد یزید آوردند، در حالیكه با خونهاى سرازیر شده از خودش آغشته و در هم پیچیده بود.
(٢) و گویا اى پسر دختر محمّد! با كشتن تو، آنها از روى عمد و اراده علناً و آشكارا پیغمبر را كشتند.
(٣) تو را با دهان تشنه كشتند؛ و درباره كشتن تو، در قرآن و فرود آمدنش
- آيه ٦، از سوره ١١٤: النّاس.
- «البداية و النّهاية» ج ٨، ص ١٩٨. مرحوم محدّث قمّى در نفس المهموم ص ٢٧١ گويد: در روايت آمده است که: بعضى از فضلاء تابعين چون سر حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام را در شام ديد، يک ماه تمام خود را از جميع مصاحبانش پنهان کرد، و چون ظاهر شد، از سبب اختفائش پرسيدند، گفت: آيا نمىبينيد که چه بلائى بر ما نازل شد؟ آنگاه اين أبيات را إنشاء نمود.
