
نور ملکوت قرآن - ج1
جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «حقانیت و هدایتگری قرآن و جامعیتِ احکام آن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • قرآن راهنما به بهترین آیینها • شواهدی بر بهترین راهنما بودن قرآن • جاودانگی احکام و معارف قرآن • حیاتی بودن حکم قصاص در قرآن • بررسی نظریه همدوشی زنان با مردان در جامعه • امام معصوم، وجود خارجی قرآن • عینیت نفس ملکوتی امام معصوم با قرآن • احترام به والدین بر اساس معارف قرآن • حرمت تحدید نسل بر اساس معارف قرآن • کیفیت نزول وحی توسط خداوند و ملائکه • معجزات پیامبران ، ناشی از جمعیت نفس آنها • اصالت قرآن بخاطر مبتنی بودن بر فطرت است • علت ذکر داستانها در قرآن، وجود مشابه آن در نفوس همۀ مردم است
نور ملکوت قرآن - ج1
88كاسته شد دنیاى ما بود، سلامتى مزاج از دست رفت، راحت و آسایش سلب شده بود. ولى در دل ایمان قوىّ به صحّت كار و عدم تنازل برخواستههاى آنان بود. خداوند هم كمك فرمود و ارشاد و ارائه طریق مىفرمود؛ و دلدارى و تقویت مىنمود.
در یكى از مراحل كشمكشها و تضارب نفسانى كه بین حقیر و یكى از سرشناسان محلّ قرار گرفت، و در امرى خداناپسندانه درگیرى نفسانى و باطنى، و بدون تضارب خارجى و دعواى ظاهرى بین ما به میان آمد؛ او در یك صفحه بزرگ كاغذ ماشین كرده، خطاب به حقیر نموده و با جملات مكرّره حضرت آیة الله! حضرت آیة الله! سیئات ما را به نظر خود برشمرد، و به من و پدر من بد گفت، و از هر زشتى و نسبت قبیحى خوددارى نكرد؛ و خلاصه در این صفحه غیر از فحش خواهر و مادر آنچه تصوّر شود بود. و حتّى نوشته بود:
شما با این أعمالتان مىخواهید دست مرا از مسجد كوتاه كنید! ولى محال است من دست بردارم؛ و زندهام تا شما را مانند پدرتان به همان آرامگاه ابدى ببرم و دفن كنم؛ و خود در جاى خود بایستم و به كارهاى خود ادامه دهم.
در پایان نامه، امضاى خود را با دست نموده و نامه را در پاكت نهاده براى من فرستاد.
شبى بود زمستانى، و من در اطاق بیرونى براى خود كرسى گذارده بودم.
نامه را در زیر كرسى باز كردم و خواندم. هیچ باورم نمىآمد كه چه نوشته است؟
این حرفها یعنى چه؟ این مرد كه پیوسته خم میشود و مىخواهد دست ببوسد؛ و من نه به او، و نه به غیر او اجازه دست بوسیدن را ندادهام؛ چرا اینطور شده است؟!
آیا این نفاق است؟! مگر مىشود نفاق بقدرى بالا رود كه در ظاهر از محامد و محاسن دروغى چنین و چنان بگویند؟ آنگاه در دل بدینگونه كشف
