
نور ملکوت قرآن - ج1
جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «حقانیت و هدایتگری قرآن و جامعیتِ احکام آن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • قرآن راهنما به بهترین آیینها • شواهدی بر بهترین راهنما بودن قرآن • جاودانگی احکام و معارف قرآن • حیاتی بودن حکم قصاص در قرآن • بررسی نظریه همدوشی زنان با مردان در جامعه • امام معصوم، وجود خارجی قرآن • عینیت نفس ملکوتی امام معصوم با قرآن • احترام به والدین بر اساس معارف قرآن • حرمت تحدید نسل بر اساس معارف قرآن • کیفیت نزول وحی توسط خداوند و ملائکه • معجزات پیامبران ، ناشی از جمعیت نفس آنها • اصالت قرآن بخاطر مبتنی بودن بر فطرت است • علت ذکر داستانها در قرآن، وجود مشابه آن در نفوس همۀ مردم است
نور ملکوت قرآن - ج1
85«سه چیز است: پیوند كن با كسى كه از تو ببُرد! بده به كسى كه تو را محروم كرده است! بگذر از كسى كه بر تو ستم نموده است!»
آقا سید محمّد حسین! من انتظار دارم شما با من از روى تفسیر همین آیه رفتار كنید!
حال من منقلب شد. اشك بدون اختیار سرازیر شد. گفتم: چیزى نبوده است، و چیزى هم در بین نیست؛ شما مطمئنّ باشید؛ نیاز بدینگونه اعتذار ندارد؛ من بنده شما هستم، من فرزند شما هستم، این حرفها چیست؟ و همانجا معانقه كردیم؛ و سوار ماشین شدند و رفتند.
من از همانجا یك سر به حرم مطهّر مشرّف شدم. یك زیارت براى او نمودم و دو ركعت نماز زیارت به دنبال آن؛ و سپس عرض كردم: اى خداى مهربان كه دلها را به هم پیوند مىزنى؛ این بنده در دلم از این مرد كدروتى ندارم و هر چه بوده گذشتم. اینك در راه تست! مسافر به سوى تست! زائر حرم تست! تو نیز از او بگذر! و سفرش را مقرون به خیر و رحمت گردان! حلاوت آن نماز و دعا و گذشت، در حرم أمیرالمؤمینن علیه السّلام فراموش شدنى نیست.
مبارزه با بعضی از سرکشان که قرآن تعبیر از آنها به ملأ میکند
أمّا مورد دوّم: حقیر بر حسب تكلیف الهى، پس از مراجعت از نجف، در طهران در مسجد اقامه نماز جماعت، و بیان أحكام و معارف الهى و تفسیر قرآن كریم و مواعظ و دروس علمى را داشتم؛ و تا جائیكه در توان بود سعى داشتم مردم را درست، و بدون اعوعاج و تزویر و مصلحت اندیشى و ملاحظه كارى تربیت كنم؛ و حقّاً آنچه از متن دین به نظر مىآید و به فكر مىرسد، همان را درباره مردم در شعاع محدوده خود پیاده نموده و معامله با مردم را در حكم
