اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نور ملکوت قرآن - ج1

0
جلد ها

جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌سرّه بوده که پیرامون جنبۀ «حقانیت و هدایتگری قرآن و جامعیتِ احکام آن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است.  مهم‌ترین مطالب این مجلّد:  • قرآن راهنما به بهترین آیین‌ها  • شواهدی بر بهترین راهنما بودن قرآن  • جاودانگی احکام و معارف قرآن  • حیاتی بودن حکم قصاص در قرآن  • بررسی نظریه همدوشی زنان با مردان در جامعه  • امام معصوم، وجود خارجی قرآن  • عینیت نفس ملکوتی امام معصوم با قرآن  • احترام به والدین بر اساس معارف قرآن  • حرمت تحدید نسل بر اساس معارف قرآن  • کیفیت نزول وحی توسط خداوند و ملائکه  • معجزات پیامبران ، ناشی از جمعیت نفس آنها  • اصالت قرآن بخاطر مبتنی بودن بر فطرت است  • علت ذکر داستانها در قرآن، وجود مشابه آن در نفوس همۀ مردم است

نور ملکوت قرآن - ج1

81
  • حركت خود را حاضر كنم تا با معارضین خداحافظى كنم.

  •  دو سه سالى از این جریان گذشت؛ در موسم حجّ بود كه شنیدم یك نفر از معارضین كه پیرمردى بود، و از جهت سنّ در حكم پدر من بود، به نجف آمده و عازم بیت الله الحرام است.

  •  پیش وجدان خود طاقت نیاوردم كه از این مرد محترم كه مسافر الى الله است، دیدن نكنم؛ و در عین آنكه ملاقات و دیدار با او فوق‌العاده براى من رنج‌آور و گران بود، معذلك به دیدار او و مصاحبانش كه در فندقى (مسافرخانه) در فلكه صحن مطهّر، قرب مدرسه حضرت آیة الله العظمى بروجردى منزل گزیده بودند رفتم، و سلام كردم و معانقه نمودم و خیر مقدم گفتم.

  •  گفتند: ما عازم حجّ مى‌باشیم و چند روزى در أعتاب عالیه زیارت دوره مى‌كنیم و سپس با طیاره از بغداد به سمت جدّه مى‌رویم؛ من هم از این سفرشان اظهار مسرّت كردم و تهنیت گفتم؛ و قریب نیم ساعت نشستم و سپس خداحافظى كرده و به منزل بازگشتم.

  •  فرداى آن روز، سه ساعت بعد از ظهر بود كه در شدّت گرماى نجف، در منزل را زدند؛ چون گشودم همان آقاى محترم و پیرمرد معارض بود كه تنها به عنوان بازدید از دیدار دیروز من آمده بود.

  •  مرحبا و سلام گفتم، و به درون آوردم. گفت: من میخواهم از والده شما نیز خداحافظى كنم! گفتم: بفرمائید اشكال ندارد (چون در این كشمكش والده حقیر نیز به مناسبت ربط با حقیر، دچار اتّهام و بدبینى و سوءظنّ شده بود.)

  •  آمد و در مقابل والده ایستاد و سلام كرد و گفت: میخواهم به بیت الله الحرام بروم؛ از من بگذرید!

  •  والده گفت: أبداً نمى‌گذرم! گفت: باید بگذرید! والده گفت: امكان ندارد.