
نور ملکوت قرآن - ج1
جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «حقانیت و هدایتگری قرآن و جامعیتِ احکام آن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • قرآن راهنما به بهترین آیینها • شواهدی بر بهترین راهنما بودن قرآن • جاودانگی احکام و معارف قرآن • حیاتی بودن حکم قصاص در قرآن • بررسی نظریه همدوشی زنان با مردان در جامعه • امام معصوم، وجود خارجی قرآن • عینیت نفس ملکوتی امام معصوم با قرآن • احترام به والدین بر اساس معارف قرآن • حرمت تحدید نسل بر اساس معارف قرآن • کیفیت نزول وحی توسط خداوند و ملائکه • معجزات پیامبران ، ناشی از جمعیت نفس آنها • اصالت قرآن بخاطر مبتنی بودن بر فطرت است • علت ذکر داستانها در قرآن، وجود مشابه آن در نفوس همۀ مردم است
نور ملکوت قرآن - ج1
59نوع قانون، از آنچه راجع به اوست تخلّف نورزد. زیرا هر دو نوع آن مانند دو بال پرندهاى است كه پرواز بواسطه هر دو متحقّق مىشود؛ و گرنه تنهابا یك بال، پرنده به پرواز در نمىآید؛ و دستخوش صید صیاد، و بازیچه كودكان كوى و برزن مىگردد، و حیات خود را به ممات مبدّل مىكند، و پیروزى و روزبهى خود را به تیرهبختى و مسكنت مىسپرد.1
در مفاد و لطافت آیۀ: وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَيوة
از اینجاست كه قرآن كریم از قصاص تعبیر به حَیات فرموده است؛ عجیب كلمهاى است؛ كلمه حیات، كه در اینجا بكار آمده است.
حضرت استاد علّامه طباطبائى مدّ ظلّه العالى در تفسیر این آیه مباركه از قرآن: وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ.2 فرمودهاند:
اشاره است به حكمت تشریع قصاص، و دفع توهّم تشریع عفو و یا دیه، و دفع بیان مزیت و مصلحتى كه در عفو است، و آن انتشار رحمت و ایثار رأفت است؛ بطوریكه عفو به مصلحت مردم نزدیكتر باشد.
و حاصل مفاد این عبارت آنست كه: اگر چه در عفو، إعمال رحمت و تخفیفى است ولیكن مصلحت عمومى به قصاص بستگى دارد. زیرا چیزى غیر از قصاص نمىتواند متضمّن و متعهّد حیات اجتماعى گردد. عفو و یا دیه و یا هر چیز دیگرى كه فرض شود، توانِ قوام قصاص را ندارد؛ و هر كسى كه داراى عقل باشد بدین معنى حكم مىكند. لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ یعنى امید است كه شما از
- بايد دانست که بريدن انگشتان دزد همانطور که ديديم در صورتى است که تمام آنشرائط نامبرده محقّق شود؛ وامّا اگر يکى و يا بعضى از آن شرائط محقّق نشده باشد، حاکم دزد را با تعزير يعنى با زندان و تازيانه تنبيه مىکند و بطور کلّى هر جا اجراء حدّ بواسطه خللى در شرائط آن متوقّف گردد و گناه و جنايت بدون آن شرط نزد حاکم ثابت شود، حاکم شخص مرتکب را تعزير مىنمايد.
- آيه ١٧٩، از سوره ٢: البقره.
