
نور ملکوت قرآن - ج1
جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «حقانیت و هدایتگری قرآن و جامعیتِ احکام آن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • قرآن راهنما به بهترین آیینها • شواهدی بر بهترین راهنما بودن قرآن • جاودانگی احکام و معارف قرآن • حیاتی بودن حکم قصاص در قرآن • بررسی نظریه همدوشی زنان با مردان در جامعه • امام معصوم، وجود خارجی قرآن • عینیت نفس ملکوتی امام معصوم با قرآن • احترام به والدین بر اساس معارف قرآن • حرمت تحدید نسل بر اساس معارف قرآن • کیفیت نزول وحی توسط خداوند و ملائکه • معجزات پیامبران ، ناشی از جمعیت نفس آنها • اصالت قرآن بخاطر مبتنی بودن بر فطرت است • علت ذکر داستانها در قرآن، وجود مشابه آن در نفوس همۀ مردم است
نور ملکوت قرآن - ج1
58قیمتش گران شد؛ و در دزدى نمودن، این دست ظالم قرار گرفت لهذا بر خداوند خالق بىارزش و بىارج درآمد.»
و یكى دیگر از حضّار مجلس بدین گونه جواب داد كه: لَمَّا کانَت أمِینَةً کانَت ثَمِینَةً؛ فَلَمَّا خَانَتْ هَانَتْ.
یعنى: «وقتى كه این دست امین بود، گرانقدر و گرانقیمت بود؛ و چون خیانت كرد، پست شد.»
و دیگرى این مفاد را به نظم در آورد كه:
خِیانَتُها أَهانَتْها وَ کانَتْ *** ثَمِینًا عِندَما کانَتْ أمِینا یعنى: «خیانتِ آن او را پست كرد؛ و در هنگامى كه امین بود؛ ثمین و پر ارزش بود.»1و2
و روى این بیان، قوانین جزائیه در ردیف قوانین عبادیه و اجتماعیه و مَدَنیه، براى اجتماع ضرورى است؛ و وظیفه طبیب است كه در اجراى هر دو
- «روضات الجنّات» طبع حروفى، ج ١، ص ٢٧١؛ و اين داستان را نيز در «نامه دانشوران ناصرى» ج ٢، ص ٢١١ ذکر نموده است.
- و مجموع پاسخهاى داده شده از اعتراض أبوالعلاء روى اين بيان به سه امر بازگشت مىکند که هر يک از آنها جداگانه مىتواند علّت و سبب بريدن دست دزد قرارگيرد: اوّل: قيمت و ارزش امانت و بىقيمتى و بىبهائى خيانت است. دوّم: براى جلوگيرى از ظلم و مبارزه با تجاوز و عدوان است که در صورت مظلوم واقع شدن بها دارد؛ و بهاى آنرا از ستمگر مىستانند؛ و در صورت ظالم واقع شدن آنرا مىبرند و قطع مىکنند. سوّم: براى برقرارى قانون حفظ و حراست خونهاى مردم و حفظ و حراست اموال آنهاست که اگر کسى دست کسى را ببُرد و خون آنرا بريزد، در صورت خطا و يا در صورت عمد و رضاى دستْبريده به گرفتن ديه، و گذشت از قصاص، بايد نصف ديه کامل را بپردازد؛ و اگر کسى سرقت کند بايد دستش بريده شود.
