
نور ملکوت قرآن - ج1
جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «حقانیت و هدایتگری قرآن و جامعیتِ احکام آن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • قرآن راهنما به بهترین آیینها • شواهدی بر بهترین راهنما بودن قرآن • جاودانگی احکام و معارف قرآن • حیاتی بودن حکم قصاص در قرآن • بررسی نظریه همدوشی زنان با مردان در جامعه • امام معصوم، وجود خارجی قرآن • عینیت نفس ملکوتی امام معصوم با قرآن • احترام به والدین بر اساس معارف قرآن • حرمت تحدید نسل بر اساس معارف قرآن • کیفیت نزول وحی توسط خداوند و ملائکه • معجزات پیامبران ، ناشی از جمعیت نفس آنها • اصالت قرآن بخاطر مبتنی بودن بر فطرت است • علت ذکر داستانها در قرآن، وجود مشابه آن در نفوس همۀ مردم است
نور ملکوت قرآن - ج1
56هشتم: آنكه باید دزدى سرّاً باشد، یعنى مخفیانه. یعنى اگر دزد در حضور مالك چیزى را بدزدد، حدّ قطع ید بر او جارى نیست.
نهم: آنكه دزدى از پدر نسبت به مال پسرش نباشد. در این صورت حكم جارى نیست.
دهم: آنكه دزدى از غلام نسبت به مال آقا و مولایش نباشد. و در اینصورت حكم جارى نیست.
یازدهم: آنكه دزدى در عام مَجاعَة نباشد؛ یعنى در سال خشكى و تنگى كه قحطى پیش آمده است، نبوده باشد. و چنانچه دزدى، در این سالها چیزى بدزدد، حكم قطع ید درباره او نیست.
دوازدهم: ارجاع دزد به حاكم به درخواست غَریم (كسى كه مال او را دزدیدهاند) بوده باشد؛ بنابراین اگر غریم از حقّ خود بگذرد و دزد را ارجاع به حاكم ندهد، حدّى درباره وى اجرا نمىگردد.
اینها شرائطى است كه فقهاء در كتب فقهیه خود ذكر نمودهاند؛ و بنابراین قطع ید سارق در موارد بسیار اندكى تحقّق مىیابد، و آن در جائى است كه هر دوازده شرط متحقّق باشد؛ آنهم در صورتى كه سرقت و دزدى دزد، در نزد حاكم شرع، یعنى مجتهد جامع الشّرائط به اقرار و اعتراف خود سارق و یا به بینه و شهادت دو نفر مرد متّقى و عادل به ثبوت برسد، و گرنه حاكم حكم به اجراء حدّ درباره وى نمىكند. بریدن دست هم عبارت است از بریدن چهار انگشت دست راست فقط: خِنْصِر و بِنْصِر و وُسْطى و مُسبِّحه (سبّابه) و باید انگشت ابهام را كه شصت است باقى گذارند؛ و تمام كف دست نیز باید باقى بماند.
ملاقات ابوالعلاء معرّی با علم الهدی، و مناظرۀ شعری در بریدن دست دزد
در «روضات الجنّات»، در شرح حال و ترجمه أبوالعلاء مَعرّى آورده است كه در اوقاتى كه از شام به بغداد براى ادراك محضر علم الهدى سید
