
نور ملکوت قرآن - ج1
جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «حقانیت و هدایتگری قرآن و جامعیتِ احکام آن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • قرآن راهنما به بهترین آیینها • شواهدی بر بهترین راهنما بودن قرآن • جاودانگی احکام و معارف قرآن • حیاتی بودن حکم قصاص در قرآن • بررسی نظریه همدوشی زنان با مردان در جامعه • امام معصوم، وجود خارجی قرآن • عینیت نفس ملکوتی امام معصوم با قرآن • احترام به والدین بر اساس معارف قرآن • حرمت تحدید نسل بر اساس معارف قرآن • کیفیت نزول وحی توسط خداوند و ملائکه • معجزات پیامبران ، ناشی از جمعیت نفس آنها • اصالت قرآن بخاطر مبتنی بودن بر فطرت است • علت ذکر داستانها در قرآن، وجود مشابه آن در نفوس همۀ مردم است
نور ملکوت قرآن - ج1
131مَرْجُوًّا فَوْقَ مَا یرْجُونَ؛ وَ لَامَخُوفًا فَوْقَ مَا یخَافُونَ.1
«أولیاء خدا آن كسانى مىباشند كه نظر به باطن و حقیقت دنیا دارند، در وقتى كه مردم نظر به ظاهر و امور اعتباریه و همیه دنیا مىكنند. و به امور اخروى و اصیل دنیا مىپردازند، در وقتى مردم به امور زودرس و فورى و لذّات موهومه زودگذر، مشغول مىشوند.
بنابراین (در تمام جهات كارشان در جهت متضاّد با مردم دنیاست) آنها در دنیا از دنیا مىمیرانند آنچه را كه از آن مىترسند كه آنها را بمیراند. و رها مىكنند و وامىگذارند از دنیا آنچه را كه مىدانند به زودى آنها را رها مىكند و وامىگذارد؛ و مىبینند كه زیاده روى و كثرت طلبى غیرشان در امور دنیا، كمى و نقصان است. و نیز رسیدن غیرشان به امور دنیوى و أخذ و بطش و نیل و وصولشان، فوت امور معنوى و از دست دادن و هَدَر رفتن سرمایههاى خدادادى و نابود شدن كانون سعادت در حیطه وجودى است.
أولیاء خدا دشمن مىباشند با چیزهائى كه مردم با آن آشتى و مسالمت نمودهاند؛ و دوست و سِلم و سلامت مىباشند با چیزهائى كه مردم با آن دشمنى مىوزرند.
به واسطه آنهاست كه كتاب الهى دانسته مىشود؛ و به واسطه كتاب الهى است كه آنها دانسته مىشوند و شناخته مىگردند؛ و به واسطه آنهاست كه كتاب خدا بر پا مىشود و راست و استوار مىگردد؛ و به واسطه كتاب خداست كه آنها بر پا مىشوند و راست و استوار مىگردند. ایشان بالاتر از أَمَدِ امید و در ازاى رجاء خود، امیدوار كنندهاى را نمىبینند، و بالاتر از آنچه از آن مىترسند چیز ترسناك و مخوفى را ادارك نمىكنند.»
- حکمت ٤٣٢ از «نهج البلاغة» از طبع مصر ج ٢، ص ٢٣٧.
