اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نور ملکوت قرآن - ج1

0
جلد ها

جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌سرّه بوده که پیرامون جنبۀ «حقانیت و هدایتگری قرآن و جامعیتِ احکام آن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است.  مهم‌ترین مطالب این مجلّد:  • قرآن راهنما به بهترین آیین‌ها  • شواهدی بر بهترین راهنما بودن قرآن  • جاودانگی احکام و معارف قرآن  • حیاتی بودن حکم قصاص در قرآن  • بررسی نظریه همدوشی زنان با مردان در جامعه  • امام معصوم، وجود خارجی قرآن  • عینیت نفس ملکوتی امام معصوم با قرآن  • احترام به والدین بر اساس معارف قرآن  • حرمت تحدید نسل بر اساس معارف قرآن  • کیفیت نزول وحی توسط خداوند و ملائکه  • معجزات پیامبران ، ناشی از جمعیت نفس آنها  • اصالت قرآن بخاطر مبتنی بودن بر فطرت است  • علت ذکر داستانها در قرآن، وجود مشابه آن در نفوس همۀ مردم است

نور ملکوت قرآن - ج1

102
  • را تناول نكرد؛ و امّا زینب چون سر را بدید، دست به گریبان برد و آنرا چاك زد و با آه و ناله سوزان كه دل‌ها را پاره مى‌كرد، فریاد زد:

  • یا حُسَینَاهُ! یا حَبِیبَ رَسولِ اللَهِ! یا بْنَ مَکةَ وَ مِنَى! یابْنَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَآءِ، سَیدَةِ النِّسَآءِ! یا بْنَ بِنْتِ الْمُصْطَفَى! راوى روایت گفت: بخدا قسم هر كس در مجلس بود بگریست؛ و یزید لعنه الله خاموش بود؛ آنگاه زنى هاشمیه كه در خانه یزید بود، شیون كنان بر حسین علیه السّلام فریاد مى‌زد: یا حَبیباهُ! یا سَیدَ أهْلِ بَیتاهُ! یا بْنَ مُحَمَّداهُ! یا رَبیعَ الأرامِلِ والیتامَى! یا قَتیلَ أوْلادِ الْأدْعِیآءِ.

  •  راوىِ روایت گفت: هر كس بشنید بگریست.

  • وَ مِمَّا یزیلُ القَلْبَ عَنْ مُسْتَقَرِّها***و یتْرُک زَنْدَ الغَیظِ فى الصَّدْرِ واریا (١)
  • وُقوفُ بَناتِ الوَحْىِ عِنْدَ طَلیقِها***بِحالٍ بِها یشْجینَ حَتَّى الأعادیا (٢)
  •  ١ ـ و از چیزهائى كه دل را از جاى خود بر مى‌كَند و آتش كینه و خشم را در سینه افروخته رها مى‌دارد؛

  •  ٢ ـ آنست كه دختران وحى در نزد كسى كه غلام و بنده آزاد شده خود آنهاست بایستند؛ و به حالتى كه حتّى دشمنان را دل خراش و دل ریش كند.

  •  آنگاه یزید چوب خیزران خواست و با آن به لب و دندان أباعبدالله علیه السّلام مى‌زد. أبو بَرْزه أسْلَمى نزد او بود گفت: اى یزید چوب را بردار زیرا كه بسیار دیدم رسول خدا را كه این لب و دندان را مى‌بوسید.1 ابن جوزى در كتاب خود موسوم به‌ «الرَّدُّ عَلَى المُتَعَصِّبِ العَنید» گوید: عجب از عمر بن سعد و عبیدالله بن زیاد نباید داشت (زیرا آنها با زندگان دشمنى كردند) عجب از یزید مخذول است كه كینه‌جوئى از سر بریده مى‌كرد و با چوب بر دندان پیشین حسین علیه السّلام مى‌زد، و مدینه را غارت كرد. گیرم حسین خارجى بود، آیا این كار

    1. «نفس المهموم» ص ٢٨٠.