
نور ملکوت قرآن - ج1
جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «حقانیت و هدایتگری قرآن و جامعیتِ احکام آن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • قرآن راهنما به بهترین آیینها • شواهدی بر بهترین راهنما بودن قرآن • جاودانگی احکام و معارف قرآن • حیاتی بودن حکم قصاص در قرآن • بررسی نظریه همدوشی زنان با مردان در جامعه • امام معصوم، وجود خارجی قرآن • عینیت نفس ملکوتی امام معصوم با قرآن • احترام به والدین بر اساس معارف قرآن • حرمت تحدید نسل بر اساس معارف قرآن • کیفیت نزول وحی توسط خداوند و ملائکه • معجزات پیامبران ، ناشی از جمعیت نفس آنها • اصالت قرآن بخاطر مبتنی بودن بر فطرت است • علت ذکر داستانها در قرآن، وجود مشابه آن در نفوس همۀ مردم است
نور ملکوت قرآن - ج1
193مىبایست گفته شود: مَأْوُودَة بر وزن مَعْوُودَة.
و از رسول خدا درباره عَزْل پرسش نمودند، فَقَالَ: ذَاک الْوَأْدُ الْخَفِىُّ.1
«حضرت فرمود: عزل كردن (یعنى در هنگام آمیزش مرد با زن، مرد نطفه خود را در خارج از رحم بریزد) زنده به گور كردن و كشتن بچّه است، غایة الأمر این قتل و كشتن پنهان است (و مانند قتل بچّه متولّد شده ظاهر نیست).»
و نیز در «مجمع» است كه: معنى مَوْءُودَة، دختر مدفون در حال حیات است؛ و چون زنى آبستن مىشد و نزدیك زائیدنش مىرسید، در زمین گودالى حفر میكرد و در بالاى آن مىنشست؛ اگر دختر مىزائید آنرا در آن حفره مىافكند، و اگر پسر مىزائید آنرا برمیداشت و نگهدارى مىنمود.2
شیخ طَنْطاوى گفته است: الْمَوْءُودَةُ: الْمَدْفونَةُ حَیا. و عرب دختران را بواسطه ترس از فقر و عار، زنده دفن مىكرد. و مَوْءُودة میگویند بجهت آنكه آنقدر خاك بر رویش میریختند تا از سنگینى آن بمیرد.3
و صَعْصَعَة بن ناجیة از كسانى بود كه از این عمل منع كرده و مرتكب آن نشدند؛ فلهذا فرزدق كه از آن قبیله است در شعر خود بدان افتخار میكند كه:
وَ مِنَّا الَّذى مَنَعَ الْوآئِدَا *** تِ وَ أحْیا الْوَئیدَ فَلَمْ توأدِ4 «و از ماست آن كسى كه زنان بگور نماینده دختران خود را، از این عمل بازداشت. و دختر زندهاى كه بنا بود بگور برود زنده كرد؛ و بنابراین آن دختر، در زمین زنده نرفت و سالم بماند.»
- «مجمع البيان» طبع صيدا، ج ٥، ص ٤٤٢ و ٤٤٣. و حاکم در «المستدرک» ج ٤، ص ٦٩ از بنت وهب أسديّه اين عبارت را از رسول خدا روايت کرده است.
- «مجمع البيان» ص ٤٤٤.
- أخيراً ديديم که شيخ طَبْرسى در «مجمع البيان» اين احتمال را ردّ کرد.
- تفسير «جواهر» ج ٢٥، ص ٨١.
