اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نور ملکوت قرآن - ج1

0
جلد ها

جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیة‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌سرّه بوده که پیرامون جنبۀ «حقانیت و هدایتگری قرآن و جامعیتِ احکام آن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است.  مهم‌ترین مطالب این مجلّد:  • قرآن راهنما به بهترین آیین‌ها  • شواهدی بر بهترین راهنما بودن قرآن  • جاودانگی احکام و معارف قرآن  • حیاتی بودن حکم قصاص در قرآن  • بررسی نظریه همدوشی زنان با مردان در جامعه  • امام معصوم، وجود خارجی قرآن  • عینیت نفس ملکوتی امام معصوم با قرآن  • احترام به والدین بر اساس معارف قرآن  • حرمت تحدید نسل بر اساس معارف قرآن  • کیفیت نزول وحی توسط خداوند و ملائکه  • معجزات پیامبران ، ناشی از جمعیت نفس آنها  • اصالت قرآن بخاطر مبتنی بودن بر فطرت است  • علت ذکر داستانها در قرآن، وجود مشابه آن در نفوس همۀ مردم است

نور ملکوت قرآن - ج1

169
  • بود، قدرى با هم صحبت كردیم، من به او گفتم: انصافاً شما زحمت كشیده‌اید! حقیقةً رنج برده‌اید؛ ولى تصوّر مكنید مطلب با اینها تمام مى‌شود. حیف اگر عمر در راه‌هاى دیگر صرف مى‌شد، چه بهره‌ها بود؟ چه خبرها بود؟ اینك بیاور ببینم تا چه دارى؟! بیا تا ببینم در دستت چیست؟!

  • تَه که ناخوانده‌اى علم سماوات‌***تَه که نابرده‌اى ره در خرابات‌
  • تَه که سود و زیان خود نذونى‌***به یارون کى رسى هیهات هیهات‌
  •  علّامه تكانى خورد، آنگاه قدرى در فكر فرو رفت و رنگش قدرى تغییر كرد، و هیچ جوابى به من نداد.

  •  من شما را مى‌شناسم؛ در مسجد قائم نماز می‌خوانید؛ به آن مسجد آمده‌ام؛ بازهم مى‌آیم؛ من جاى معینى ندارم؛ شب‌ها خواب ندارم. در طهران پارس، طهران نو، طَرَشت. و این طرف و آن طرف مى‌روم؛ به قهوه خانه‌ها مى‌روم و سر مى‌زنم. منزل سابق ما نزدیك دروازه شمیران بوده است. ولى از وقتى كه مادرم فوت كرده است كمتر به آن منزل مى‌روم.

  •  گفتم: عنایات از جانب خداوند است؛ ولى آیا به حسب ظاهر براى این عنایاتى كه به شما شده است، سبب خاصّى را در نظر دارى؟!

  • خدمت به مادر به واسطۀ آب دادن در شب تار و کشف حجاب ملکوت

  •  گفت: بلى! من مادر پیرى داشتم، مریض و ناتوان، و چندین سال زمین گیر بود؛ خودم خدمتش را مى‌نمودم و حوائج او را برمى‌آوردم و غذا برایش مى‌پختم و آب وضو برایش حاضر میكردم؛ و خلاصه به هرگونه در تحمّل خواسته‌هاى او در حضورش بودم. و او بسیار تند و بد اخلاق بود. بعضاً فحش میداد و من تحمّل میكردم و بر روى او تبسّم میكردم. و به همین جهت عیال اختیار نكردم با آنكه از سنّ من چهل سال میگذشت. زیرا نگهدارى عیال با این خُلق مادر مقدور نبود. و من میدانستم اگر زوجه‌اى انتخاب كنم، یا زندگانى ما را به هم خواهد زد و یا من مجبور مى‌شدم مادرم را ترك گویم. و ترك مادر در