
نور ملکوت قرآن - ج1
جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت قرآن» از آثار ماندگار مرحوم علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که پیرامون جنبۀ «حقانیت و هدایتگری قرآن و جامعیتِ احکام آن» با قلمی روان و بیانی سلیس به رشتۀ تحریر درآمده است. مهمترین مطالب این مجلّد: • قرآن راهنما به بهترین آیینها • شواهدی بر بهترین راهنما بودن قرآن • جاودانگی احکام و معارف قرآن • حیاتی بودن حکم قصاص در قرآن • بررسی نظریه همدوشی زنان با مردان در جامعه • امام معصوم، وجود خارجی قرآن • عینیت نفس ملکوتی امام معصوم با قرآن • احترام به والدین بر اساس معارف قرآن • حرمت تحدید نسل بر اساس معارف قرآن • کیفیت نزول وحی توسط خداوند و ملائکه • معجزات پیامبران ، ناشی از جمعیت نفس آنها • اصالت قرآن بخاطر مبتنی بودن بر فطرت است • علت ذکر داستانها در قرآن، وجود مشابه آن در نفوس همۀ مردم است
نور ملکوت قرآن - ج1
149نفس خود راهى به سوى خدا دارد. و این راهها بسیار است؛ و بر اساس سرشت و طینت و خلقت و اراده و اختیارى كه با آن انسان اعمال خود را بجا مىآورد، معین و مقرّر گردیده است.
و بالأخره همانطور كه بدنهاى طبیعى و اجسام مردم مختلف است؛ نفوس آنها نیز متفاوت است. و ما در تمام عالم از زمان آدم تا روز قیامت، دو نفر را نمىتوانیم بیابیم كه از جهت ساختمان جسمى: شكل و شمائل و صورت و اندازه و وزن و سائر جهات طبعى یكسان باشند. همانطور نمىتوانیم دو نفر را بیابیم كه از جهت اخلاق و صفات و غرائز و ملكات، من جمیع الجهات یكسان باشند. و بنابراین نفوس حتماً با یكدگر تفاوت دارند. زیرا اختلاف اخلاق و صفات، بلكه اختلاف اجساد و بدنها، در اثر اختلاف نفوس است.
و بعبارت دیگر: هر كس شاكلهاى دارد كه بر اساس آن نفس و مثال و ذهن و بدن او ساخته شده است. و همین امر موجب اختلاف نفوس گردیده است؛ و چون دانستیم كه راه به سوى خدا باید به وسیله نفس انجام پذیرد، بنابراین حتماً راههاى به سوى خدا، به مقدار تعداد نفوس خلائق خواهد بود.
یعنى هر كس از افراد بشر مِن آدم إلى الخاتم، و من الخاتم إلى یوم القیمة یك راهى به خصوص خود و مختصّ به خود، به سوى خدا دارد؛ و از اینجاست كه در روایت از رسول اكرم صلّى الله علیه وآله وسلّم آورده شده است كه:
الطُّرُقُ إلَى اللَهِ بِعَدَدِ أَنْفَاسِ الْخَلَآئِقِ.1
«راههاى بسوى خدا، به مقدار نَفسهاى مخلوقات است.»
ولیكن این راههاى تكوینى است؛ یعنى راههاى است كه بر اساس سرشت و خلقت مقرّر شده است؛ و چون نفوس در حال إبهام و بساطت بوده و
- «جامع الأسرار» سيّد حيدر آملى، ص ٨ و ص ٩٥ و ص ١٢١.
