اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

انوار الملکوت ج2

0
جلد ها

جلد دوم از مجموعۀ «انوار ملکوت» اثر ارزشمند حضرت علّامه آیة‌الله‌ حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس‌سرّه بوده که مشتمل بر مباحث «نور ملکوت قرآن» و «نور ملکوت دعا» می‌باشد که با بیانی شیوا به آدابِ اعمال مذکور با توجه به جنبۀ ملکوتیِ آنها، در حدّ ظرفیت مخاطب پرداخته‌اند.  اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیات مربوط به خصوصیات قرآن  • کیفیت نزول دفعی و تدریجی قرآن  • قرآن مردم را به عالم وحدت و تجرّد می‌خواند  • قرآن، کتاب حقیقت، موعظۀ الهی و شفای دردهای پنهان و متراکم در سینه‌ها   • انسان با قرآن غنی و بدون آن فقیر است  • برای رسیدن به حقیقت قرآن باید به حقیقت طهارت رسید  • اهل دنیا خواهان سازگاری قرآن با هوای نفس‌‌اند  • عدم تحریف قرآن  • امام و قرآن قابل تفکیک نیست  • تفسیر و تأویل صراط مستقیم به امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • احکام قرآن جاودانی است  • آیات قرآن کلی است و همه چیز در آن است  • فضیلت و کیفیت قرائت قرآن  • دعا روح عبادت و عبادت روح دین است  • علل عدم استجابت دعا  • در همۀ حالات سختی و آسانی باید به خدا متوسل شد  • دعا برای بنده، حال انقطاع به سوی خدا می‌آورد  • علت تبدیل بلاء و قضای الهی بوسیلۀ دعا  • شرح مبسوطی از آداب و شرایط دعا نمودن در ضمن 25 شرط

انوار الملکوت ج2

64
  • ...1

    1. [ادامه تعلیقه صفحه قبل] از آنها بپرسید، به شما بگویند. 
      بپرسید از: جابر بن عبدالله انصاریّ، و أبوسعید خدریّ، و سهل بن سعد ساعدیّ، و زید بن أرقم، و أنس بن مالک، آنها به شما خبر‌ می‌دهند که‌: این کلام را از رسول‌ الله شنیده‌اند، دربارۀ من و برادرم!
      آیا در این مطالب، حاجز و رادعی برای شما از ریختن خون من پیدا نمی‌شود؟!
      حسین علیه ‌السّلام گفت: اگر در این‌ شکّ دارید؛ آیا در این هم شکّ دارید که: من پسر دختر پیغمبر شما هستم؟! سوگند به خدا: در میان مشرق و مغرب عالم‌ پسر دختر پیغمبری در میان شما و در میان غیر شما، جز من کسی نیست!
      ای وای بر شما! آیا شما به خونخواهی کشته‌‌ای را که از شما کشته‌ام، از من مطالبۀ خون او را می‌کنید؟! و یا مالی را که‌ از شما برده‌ام؟! و یا به تلافی و قصاص جراحتی را که وارد کرده‌ام؟!
      همۀ لشگر، سکوت کردند؛ و هیچ پاسخی ندادند. 
      حسین علیه‌ السّلام ندا کرد: ای‌ شبث بن‌ ربعیّ! و ای‌ حجّار بن أبجر! و ای‌ قیس بن ‌أشعث! و ای یزید بن حارث! آیا شما به من نامه ننوشتید که: اینک میوه‌ها رسیده است؛ و بستآنها سرسبز شده است؛ اگر بیائی، به‌ سوی لشگری‌ آماده‌ برای نصرتت می‌آیی؛ که از هر جهت تجهیزاتش‌ تمام و کامل‌ است! پس بیا به سوی ما! 
      قیس‌ بن أشعث گفت: ما نمی‌دانیم: چه می‌گوئی؟! ولیکن تو بر حکم پسران عمویت (بنی‌امیّه) تنازل کن! و ایشان برای تو غیر از آنچه را که‌ دوست داشته‌ باشی؛ انجام نمی‌دهند!
      در این حال حسین علیه ‌السّلام گفت: نه! سوگند به خدا که: همچون مردمان ذلیل، دست ذلّت به شما نمی‌دهم؛ و مانند بردگان بار ظلم و ستم شما را به‌ دوش نمی‌کشم!
      و پس از این ندا کرد: ای بندگان خدا! من‌ پناه می‌برم به‌ پروردگارم و پروردگار شما از اینکه‌ مرا سنگباران کنید! من پناه می‌برم به پروردگارم و پروردگار شما از هر متکبّری که‌ به‌ روز پاداش و حساب ایمان ندارد!
      تا اینکه گفت: در این وقت عمر بن سعد فریاد زد: ای دُرید، آن پرچم را نزدیک کن سپس تیرش را در چله کمان گذارد و به سمت خیام سیّد الشّهداء پرتاب کرد و گفت: ای مردم شاهد باشید که من اوّلین نفری بودم از این لشکر که به سمت خیمه‌های حسین تیر پرتاب نمودم، پس از او سایرین شروع به تیر باران خیمه‌ها نمودند. مترجم]