
انوار الملکوت ج2
جلد دوم از مجموعۀ «انوار ملکوت» اثر ارزشمند حضرت علّامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که مشتمل بر مباحث «نور ملکوت قرآن» و «نور ملکوت دعا» میباشد که با بیانی شیوا به آدابِ اعمال مذکور با توجه به جنبۀ ملکوتیِ آنها، در حدّ ظرفیت مخاطب پرداختهاند. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیات مربوط به خصوصیات قرآن • کیفیت نزول دفعی و تدریجی قرآن • قرآن مردم را به عالم وحدت و تجرّد میخواند • قرآن، کتاب حقیقت، موعظۀ الهی و شفای دردهای پنهان و متراکم در سینهها • انسان با قرآن غنی و بدون آن فقیر است • برای رسیدن به حقیقت قرآن باید به حقیقت طهارت رسید • اهل دنیا خواهان سازگاری قرآن با هوای نفساند • عدم تحریف قرآن • امام و قرآن قابل تفکیک نیست • تفسیر و تأویل صراط مستقیم به امیرالمؤمنین علیهالسلام • احکام قرآن جاودانی است • آیات قرآن کلی است و همه چیز در آن است • فضیلت و کیفیت قرائت قرآن • دعا روح عبادت و عبادت روح دین است • علل عدم استجابت دعا • در همۀ حالات سختی و آسانی باید به خدا متوسل شد • دعا برای بنده، حال انقطاع به سوی خدا میآورد • علت تبدیل بلاء و قضای الهی بوسیلۀ دعا • شرح مبسوطی از آداب و شرایط دعا نمودن در ضمن 25 شرط
انوار الملکوت ج2
230إخبار أمیر مؤمنان علیه السّلام از شهادت میثم تمّار
ملاحظه میشود این عبارت أمیرالمؤمنین که: «بشارت باد شما را چون خدا اختصاص داده است شما را به عملی که ملائکه و انبیاء و مرسلین را اختصاص نداده است، و آن تحمّل امر رسول خدا و علم اوست!» بسیار واضح و روشن دلالت دارد بر جلالت قدر میثم رضوان الله علیه. میثم عجمی بود، غلام زنی از بنیأسد؛ أمیرالمؤمنین او را خریده و آزاد کردند.
فَقالَ [عَلِیٌّ علیه السّلام] لَه ذاتَ یَومٍ: إنَّکَ تُؤخَذُ بَعدِی فَتُصلَبُ و تُطعَنُ بِحَربَةٍ، فَإذا کانَ الیَومُ الثّالِثُ ابتَدَرَ مَنخِراکَ و فَمُکَ دَمًا فَتُخضَبُ لِحیَتُکَ فَانتَظِرْ ذَلِکَ الخِضابَ، فَتُصلَبُ عَلَی بابِ دارِ عَمرِو بنِ حُرَیثٍ عاشِرَ عَشَرَةٍ أنتَ أقصَرُهُم خَشَبَةً و أقرَبُهُم مِنَ المَطهَرَةِ، و امضِ حَتَّی اُرِیَکَ النَّخلَةَ الَّتِی تُصلَبُ عَلَی جِذعِها فَأراهُ إیّاها.1 و کانَ رَحِمَهُ اللهُ مِنَ الزُّهادِ و مِمَّن یَبُسَتْ عَلَیهِم
- بحار الأنوار، ج ٤٢، ص ١٢٤؛ سفینة البحار، ج ٢، ص ٥٢٣: [ای میثم، پس از من تو را میگیرند و به دار میزنند. چون روز دوم شود از دو سوراخ بینی و از دهان تو خون جاری میشود به طوری که محاسنت خضاب میشود. و چون روز سوّم شود حربهای بر تو فرود آرند که با آن جانت گرفته شود، بنابراین در انتظار این ایّام باش. و جائی که تو را در آنجا به دار میزنند بر درِ خانۀ عمرو بن حریث است. و تو دهمین از ده نفری هستی که به دار میزنند. و چوبۀ دار تو از همه کوتاهتر است و به زمین از همۀ آن افراد نزدیکتر میباشی. و من البته آن چوب نخلی که تو را بر شاخۀ آن به دار میزنند، به تو نشان میدهم. (سپس حضرت آن نخله را به وی نشان دادند و او که رحمت بیکران حقّ بر او باد از زهّاد و کسانی بود که از شدّت عبادت و زهدورزی پوست بدنشان خشک گردیده است).]
