
انوار الملکوت ج2
جلد دوم از مجموعۀ «انوار ملکوت» اثر ارزشمند حضرت علّامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که مشتمل بر مباحث «نور ملکوت قرآن» و «نور ملکوت دعا» میباشد که با بیانی شیوا به آدابِ اعمال مذکور با توجه به جنبۀ ملکوتیِ آنها، در حدّ ظرفیت مخاطب پرداختهاند. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیات مربوط به خصوصیات قرآن • کیفیت نزول دفعی و تدریجی قرآن • قرآن مردم را به عالم وحدت و تجرّد میخواند • قرآن، کتاب حقیقت، موعظۀ الهی و شفای دردهای پنهان و متراکم در سینهها • انسان با قرآن غنی و بدون آن فقیر است • برای رسیدن به حقیقت قرآن باید به حقیقت طهارت رسید • اهل دنیا خواهان سازگاری قرآن با هوای نفساند • عدم تحریف قرآن • امام و قرآن قابل تفکیک نیست • تفسیر و تأویل صراط مستقیم به امیرالمؤمنین علیهالسلام • احکام قرآن جاودانی است • آیات قرآن کلی است و همه چیز در آن است • فضیلت و کیفیت قرائت قرآن • دعا روح عبادت و عبادت روح دین است • علل عدم استجابت دعا • در همۀ حالات سختی و آسانی باید به خدا متوسل شد • دعا برای بنده، حال انقطاع به سوی خدا میآورد • علت تبدیل بلاء و قضای الهی بوسیلۀ دعا • شرح مبسوطی از آداب و شرایط دعا نمودن در ضمن 25 شرط
انوار الملکوت ج2
222و [عَن إبراهِیمَ بنِ أبِی البِلادِ أو] عَبدِ اللهِ بنِ جُندَبٍ قالَ: کُنتُ فی المَوقِفِ، فَلَمّا أفَضتُ أتَیتُ [لَقِیتُ] إبراهِیمَ بنَ شُعَیبٍ فَسَلَّمتُ عَلَیهِ، و کانَ مُصابًا بِإحدَی عَینَیهِ و إذا عَینُهُ الصَّحِیحَةُ حَمراءُ کَأنَّها عَلَقَةُ دَمٍ؛ فَقُلتُ لَهُ: قَد اُصِبتَ بِإحدَی عَینَیکَ و أنا و اللهِ مُشفِقٌ عَلَی الاُخرَی، فَلَو قَصَرتَ مِنَ البُکاءِ قَلِیلاً! قالَ: لا واللهِ یا أبا مُحَمَّدٍ! ما دَعَوتُ لِنَفسِیَ الیَومَ دَعوَةً. قُلتُ: فَلِمَن دَعَوتَ؟ قالَ: دَعَوتُ لإخوانِی؛ لأنِّی سَمِعتُ أباعَبدِاللهِ علیه السّلام یَقولُ: مَن دَعا لأخِیهِ بِظَهرِ الغَیبِ وَکَّلَ اللهُ بِهِ مَلَکًا یَقولُ: و لَکَ مِثلاهُ! فَأرَدتُ أن أکُونَ أنا أدعُو لإخوانِی و المَلَکُ یَدعُو لی، لأنِّی فی شَکٍّ مِن دُعائِی لِنَفسِی و لَستُ فی شَکٍّ مِن دُعاءِ المَلَکِ [لی].1
- همان مصدر: [ابراهیم بن أبی البلاد یا عبدالله بن جندب نقل میکند که در عرفات بودم هنگام حرکت بسوی مشعر، خدمت ابراهیم بن شعیب آمدم و سلام کردم او که یک چشمش را از دست داده بود چشم دیگرش مانند خون از شدّت گریه قرمز شده بود، پس به او گفتم: تو یک چشمت را از دست دادهای و من بر چشم دیگر تو نگرانم. قدری از گریه کم نما. گفت: قسم به خدا این کار را نخواهم کرد. ای أبا محمّد! امروز هیچ دعائی برای خود ننمودم. گفتم: پس برای که دعا کردی؟ پاسخ داد: برای برادران ایمانی، زیرا از امام صادق علیه السّلام شنیدم: کسی که برادر مؤمنش را در نهان دعاء کند خداوند فرشتهای را مأمور میکند تا مانند همان دعا را برای او بکند.
و من خواستم تا با دعای برای برادرانم موجب شوم ملائکه برای من دعا کنند زیرا من نمیدانم دعایم برای خود مستجاب میشود یا خیر؛ ولی شک ندارم که دعای ملک در حقّ من مستجاب میشود. مترجم]
- همان مصدر: [ابراهیم بن أبی البلاد یا عبدالله بن جندب نقل میکند که در عرفات بودم هنگام حرکت بسوی مشعر، خدمت ابراهیم بن شعیب آمدم و سلام کردم او که یک چشمش را از دست داده بود چشم دیگرش مانند خون از شدّت گریه قرمز شده بود، پس به او گفتم: تو یک چشمت را از دست دادهای و من بر چشم دیگر تو نگرانم. قدری از گریه کم نما. گفت: قسم به خدا این کار را نخواهم کرد. ای أبا محمّد! امروز هیچ دعائی برای خود ننمودم. گفتم: پس برای که دعا کردی؟ پاسخ داد: برای برادران ایمانی، زیرا از امام صادق علیه السّلام شنیدم: کسی که برادر مؤمنش را در نهان دعاء کند خداوند فرشتهای را مأمور میکند تا مانند همان دعا را برای او بکند.
