اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

انوار الملکوت ج2

0
جلد ها

جلد دوم از مجموعۀ «انوار ملکوت» اثر ارزشمند حضرت علّامه آیة‌الله‌ حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس‌سرّه بوده که مشتمل بر مباحث «نور ملکوت قرآن» و «نور ملکوت دعا» می‌باشد که با بیانی شیوا به آدابِ اعمال مذکور با توجه به جنبۀ ملکوتیِ آنها، در حدّ ظرفیت مخاطب پرداخته‌اند.  اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیات مربوط به خصوصیات قرآن  • کیفیت نزول دفعی و تدریجی قرآن  • قرآن مردم را به عالم وحدت و تجرّد می‌خواند  • قرآن، کتاب حقیقت، موعظۀ الهی و شفای دردهای پنهان و متراکم در سینه‌ها   • انسان با قرآن غنی و بدون آن فقیر است  • برای رسیدن به حقیقت قرآن باید به حقیقت طهارت رسید  • اهل دنیا خواهان سازگاری قرآن با هوای نفس‌‌اند  • عدم تحریف قرآن  • امام و قرآن قابل تفکیک نیست  • تفسیر و تأویل صراط مستقیم به امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • احکام قرآن جاودانی است  • آیات قرآن کلی است و همه چیز در آن است  • فضیلت و کیفیت قرائت قرآن  • دعا روح عبادت و عبادت روح دین است  • علل عدم استجابت دعا  • در همۀ حالات سختی و آسانی باید به خدا متوسل شد  • دعا برای بنده، حال انقطاع به سوی خدا می‌آورد  • علت تبدیل بلاء و قضای الهی بوسیلۀ دعا  • شرح مبسوطی از آداب و شرایط دعا نمودن در ضمن 25 شرط

انوار الملکوت ج2

197
  • التَّمرَةِ طَعمُها حُلوٌ و لا رِیحَ لَها. و أمّا الَّذی اُوتِیَ القُرآنَ و لَم یُؤتَ الإیمانَ، فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الآسِ1 رِیحُها طَیِّبٌ و طَعمُها مُرٌّ. و أمّا مَن اُوتِیَ القُرآنَ و الإیمانَ، فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الاُترُجَّةِ2 رِیحُها طَیِّبٌ. و طَعمُها طَیِّبٌ و أمّا الَّذی لَم یُؤتَ الإیمانَ و لا القُرآنَ، فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الحَنظَلَةِ طَعمُها مُرٌّ و لا رِیحَ لَها.3

  • عالم به قرآن دارای نور و تراوشات جانبخش است

  • از این روایت استفاده می‌‌شود که شخص عالم به قرآن دارای نور و تراوشات جانبخش و عارف بر طرق سیر و سلوک و راههای وصول به خدا و موانع و سدهای این راه و طریق رفع موانع و وصول به مقصود است؛ و این همان خصوصیّتی است که امام علیه السّلام او را تعبیر به بوی خوش می‌فرماید. به خلاف شخصی که بواسطۀ عمل و دستگیری از امام و ولیّ به مرحلۀ ایمان رسیده و جانش شیرین شده است، ولی چون از راه سیر و سلوک و طریق وصول و رفع موانع و خاطرات شیطانی و الهامات ربّانی و راه تمییز بین نفخۀ الهی و نزع ابلیس اطّلاع ندارد لذا فائده‌ای نمی‌‌تواند برساند و راهبر جمعیّتی بسوی خدا نمی‌‌تواند بشود؛ خلاصه وجود او لازم است و متعدّی نیست، هرچه خوبست برای خود اوست و تراوشی به غیر نمی‌‌تواند بنماید. چون قرآن کتاب نفس بشر 

    1. آس: مُورْدْ.
    2. اترجه: ترنج
    3. الکافی، ج ٢، ص ٦٠٤: [مردم‌ چهار دسته‌ هستند. گفتم‌: فدایت‌ شوم‌، آنها کیستند؟ حضرت‌ فرمود: مردی‌ که‌ به‌ او ایمان‌ داده‌ شده‌ ولی‌ قرآن‌ داده‌ نشده‌ است‌، و مردی‌ که‌ به‌ او قرآن‌ داده‌ شده‌ و ایمان‌ داده‌ نشده‌ است‌، و مردی‌ که‌ به‌ او قرآن‌ و ایمان‌ هر دو داده‌ شده‌ است‌، و مردی‌ که‌ به‌ او نه‌ ایمان‌ و نه‌ قرآن‌ هیچ یک‌ داده‌ نشده‌ است‌. 
      من‌ گفتم‌: فدایت‌ شوم‌، حال‌ این‌ دسته‌ها را برای‌ من‌ بیان‌ کن‌! حضرت‌ فرمود: امّا آن کس‌ که‌ به‌ وی‌ ایمان‌ داده‌ شده‌ و قرآن‌ داده‌ نشده‌ است‌ مثل او مثل خرما است که مزه‌اش شیرین است و بو ندارد؛ و امّا آن کس‌ که‌ به‌ وی‌ قرآن‌ داده‌ شده‌ و ایمان‌ داده‌ نشده‌ است‌ مثل‌ مورد است‌ که‌ بویش‌ خوب‌ است‌ و مزه‌اش‌ تلخ‌ است‌؛ و امّا آن کس‌ که‌ به‌ وی‌ ایمان‌ و قرآن‌ داده‌ شده‌ است‌ مثل‌ ترنج‌ است‌ که‌ بویش‌ خوب‌ و مزه‌اش‌ خوب‌ است‌. و امّا آن کس‌ که‌ به‌ وی‌ ایمان‌ و قرآن‌ داده‌ نشده‌ است‌ مثل‌ حنظل‌ و هندوانۀ‌ ابوجهل‌ است‌ که‌ مزه‌اش‌ تلخ‌ است‌ و بو هم‌ ندارد.]