اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

انوار الملکوت ج1

0
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «انوار ملکوت» اثر ارزشمند حضرت علّامه آیة‌الله‌ حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس‌سرّه بوده که مشتمل بر مباحث «نور ملکوت روزه»، «نور ملکوت نماز» و «نور ملکوت مسجد» می‌باشد که با بیانی شیوا به آدابِ اعمال مذکور با توجه به جنبۀ ملکوتیِ آنها، در حدّ ظرفیت مخاطب پرداخته‌اند.  اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ «کُتِب علیکم الصّیام»  • حقیقت روزه فقط امساک در خوردن و آشامیدن نیست  • اهمیت روزه در وصول به ملکۀ تقویٰ  • جان و روح روزه عبارت است از ضعیف نمودن قوای شیطانی  • بعد از افطار باید معلّق بین خوف و رجا بود  • نماز وسیله‌ای برای محو حقیقت خود در عظمتِ حضرت حق  • حقیقت نماز حضور قلب است و حضور قلب مستلزم نفی خواطر  • تفسیر آیات مربوط به «اقامۀ نماز»  • به واسطۀ نماز نفس وسیع می‌شود و مرغ روح به عالم قدس اوج می‌‌گیرد  • نماز متجلّی شدن به انوار جمال حق  • نماز، راه به سوی توحید است و قطع نماز از وحدت، موجب شرک و به کثرت آمدن است  • کیفیت برخی نمازهای وارده در دستورات دین  • علت استحباب خواندن نماز در مسجد  • مؤمن مسجد را تعمیر می‌کند؛ به تعمیر ظاهری و باطنی  • کیفیت ساختن مسجد  • نباید کارهای منافیِ نماز در مسجد انجام شود  • لزوم حضور در مساجدی که بنای آنها بر اساس تقوا است

انوار الملکوت ج1

109
  • ...1

    1. [ادامه تعلیقه صفحه قبل] شکرگزاران بر این نعمتها قرار بده. 
      امّا بعد: من به تحقیق اصحابی باوفاتر و نیکوتر از اصحاب خود سراغ ندارم و نه خویشاوندانی نیکوکارتر و با حمیّت‌تر و پیوسته‌تر از اهل بیت و خویشاوندان خود نمی‌بینم، پس خدا خود از جانب من جزاء و پاداش شما را عطاء بفرماید.
      آگاه باشید که گمان من بر آنست که ما آخرین روز از عمر خود را با ‌این دشمن سپری می‌نماییم، بدانید که من به شما اجازۀ خروج و ترک‌ این سرزمین را می‌دهم. پس همگی از ‌اینجا بروید و من هیچ تعهّد و التزامی ‌را بر گردن شما نسبت به خود قرار نمی‌دهم. از سیاهی شب بهره گیرید و همچون شتری راهوار به سمت و سوی اهل و دیار خود رهسپار شوید.
      در این هنگام برادران و فرزندان برادر و دو فرزند عبدالله بن جعفر به پدرم گفتند: آیا می‌خواهی که پس از تو زنده بمانیم؟ خدا هیچگاه ما را پس از تو زنده نگذارد، ابتداءً ابوالفضل العباس لب به این سخن گشود و بقیّۀ اصحاب و خویشان از او متابعت نموده، این گونه پاسخ امام علیه السّلام را دادند.
      پس امام حسین علیه السّلام روی به فرزندان عقیل نموده و فرمود: ای فرزندان عقیل! شهادت مسلم بن عقیل برای شما کافی است. بروید و من تعهّد شما را از خود برداشتم، آنها گفتند: سبحان الله ما جواب مردم را چه بدهیم؟ مردم بگویند: ما بزرگ خود و آقا و مولای خود و پسر عموهای خود که مانند آنها وجود ندارد را رها نمودیم درحالیکه نه تیری بسوی دشمن پرتاب نمودیم و نه نیزه‌ای بر آنها وارد نمودیم و نه با شمشیر در مقام دفع آنان برآمدیم و ندانیم چه بر سر آنها آمده است، نه قسم به خدا هیچگاه ‌این کار را نخواهیم کرد، ولیکن جان خود و مال و اهل و عیال خود را فدای تو می‌کنیم و دوشادوش تو با آنها به جنگ برمی‌خیزیم تا خدای متعال ما را به همانجا که تو را می‌برد برساند، سیاه باد روزگاری که بدون تو سپری نمائیم.
      در این هنگام مسلم بن عوسجه برخاست و خطاب به حضرت عرض کرد: آیا می‌گوئی از تو دست برداریم؟ در این صورت چه عذری را به پیشگاه خدای متعال نسبت به اداء حقّ تو بر ما می‌توانیم ارائه دهیم؟ قسم به خدا آنچنان در راه حمایت از تو پای ‌فشاری خواهم کرد که تا نیزه‌های خود را در قلب این از خدا بی‌خبران وارد نکنم و تا شمشیر در دست دارم و زندگانی از آنان نستانم از پای نخواهم نشست، و اگر سلاح خود را از دست دادم حتّی با سنگ با آنان به مقابله و نبرد برخواهم خاست.
      قسم به خدا هرگز تو را رها نخواهیم ساخت تا خدا بداند که ما پس از پیامبرش حریم او را در فقدان او حفظ نمودیم. قسم به خدا اگر بدانم که کشته خواهم شد سپس زنده شوم آنگاه مرا بسوزانند باز زنده شوم سپس بدنم را متلاشی و پراکنده سازند و این داستان تا هفتاد مرتبه تکرار گردد دست از یاری تو برنخواهم داشت تا مرگ مرا دریابد. و چگونه به این کار رضایت ندهم، چرا که ‌این مرگ فقط یکبار است، امّا در عوض موجب سعادت و رستگاری ابدی و کرامت دائم نزد خدای تعالی خواهد بود.
      زهیر بن قین رحمة الله علیه برخاست و عرض کرد: قسم بخدا دوست داشتم ‌ای کاش کشته می‌شدم و اجزاء بدنم منتشر و پراکنده می‌گردید آنگاه دوباره کشته می‌شدم تا هزار بار، بلکه خدای متعال با ‌این عمل تو را و این جوانان از اهل بیتت را از کشته شدن محفوظ بدارد.
      سایر اصحاب نیز هر کدام به نوبۀ خود نظیر همین تعبیرها را خطاب به حضرت عرض نمودند، پس سیّد الشهداء برای آنان دعا فرمود و به خیمۀ خود بازگشت. مترجم]