
انوار الملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «انوار ملکوت» اثر ارزشمند حضرت علّامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که مشتمل بر مباحث «نور ملکوت روزه»، «نور ملکوت نماز» و «نور ملکوت مسجد» میباشد که با بیانی شیوا به آدابِ اعمال مذکور با توجه به جنبۀ ملکوتیِ آنها، در حدّ ظرفیت مخاطب پرداختهاند. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ «کُتِب علیکم الصّیام» • حقیقت روزه فقط امساک در خوردن و آشامیدن نیست • اهمیت روزه در وصول به ملکۀ تقویٰ • جان و روح روزه عبارت است از ضعیف نمودن قوای شیطانی • بعد از افطار باید معلّق بین خوف و رجا بود • نماز وسیلهای برای محو حقیقت خود در عظمتِ حضرت حق • حقیقت نماز حضور قلب است و حضور قلب مستلزم نفی خواطر • تفسیر آیات مربوط به «اقامۀ نماز» • به واسطۀ نماز نفس وسیع میشود و مرغ روح به عالم قدس اوج میگیرد • نماز متجلّی شدن به انوار جمال حق • نماز، راه به سوی توحید است و قطع نماز از وحدت، موجب شرک و به کثرت آمدن است • کیفیت برخی نمازهای وارده در دستورات دین • علت استحباب خواندن نماز در مسجد • مؤمن مسجد را تعمیر میکند؛ به تعمیر ظاهری و باطنی • کیفیت ساختن مسجد • نباید کارهای منافیِ نماز در مسجد انجام شود • لزوم حضور در مساجدی که بنای آنها بر اساس تقوا است
انوار الملکوت ج1
108سُبحانَ اللهِ! ما یَقُولُ النّاسُ؟ یَقُولُون [نَقولُ] إنّا تَرَکنا شَیخَنا و سَیِّدَنا و بَنِی عُمُومَتِنا خَیرَ الأعمامِ و لَم نَرمِ مَعَهُم بِسَهمٍ و لَم نَطعَنْ مَعَهُم بِرُمحٍ و لَمْ نَضرِبْ مَعَهُم بِسَیفٍ و لا نَدرِی ما صَنَعُوا. لا و اللهِ! ما نَفعَلُ ذَلِکَ، و لَکِن نَفدِیکَ بِأنفُسِنا و أموالِنا و أهلِینا و نُقاتِلُ مَعَکَ حَتَّی نَرِدَ مَورِدَکَ، فَقَبَّحَ اللهُ العَیشَ بَعدَکَ!
و قامَ إلَیهِ مُسلِمُ بنُ عَوسَجَةَ فَقالَ: أ نَحنُ نُخَلِّی عَنکَ؟! و بِما نَعتَذِرُ إلَی اللهِ فی أداءِ حَقِّکَ؟ أما [لا] و اللهِ حَتَّی أطعَنَ فی صُدُورِهِم بِرُمحِی و أضرِبَهُمْ بِسَیفی ما ثَبَتَ قائِمُهُ فی یَدِی؛ و لَو لَم یَکُنْ مَعِی سِلاحٌ اُقاتِلُهُم بِهِ لَقَذَفتُهُم بِالحِجارَةِ! و اللهِ لا نُخَلِّیکَ حَتَّی یَعلَمَ اللهُ أنّا قَد حَفِظنا غَیبَةَ رَسولِهِ [رَسولِ اللهِ] فیکَ! أما و اللهِ لَو عَلِمتُ أنِّی اُقْتَلُ ثُمَّ اُحیَی ثُمَّ اُحرَقُ ثُمَّ اُحیَی ثُمَّ اُذرَی، یُفعَلُ ذَلِکَ بِی سَبعِینَ مَرَّةً! ما فارَقتُکَ حَتَّی ألقَی حِمامِی دُونَکَ؛ و کَیفَ لا أفعَلُ ذَلِکَ و إنَّما هِیَ قَتلَةٌ واحِدَةٌ ثُمَّ هِیَ الکَرامَةُ الَّتِی لا انقِضاءَ لَها أبَدًا!
و قامَ زُهَیرُ بنُ القَینِ رَحمةُ اللهِ عَلَیه فَقالَ: و اللهِ لَوَدِدتُ أنِّی قُتِلتُ ثُمَّ نُشِرتُ ثُمَّ قُتِلتُ حَتَّی اُقتَلَ هَکَذا ألفَ مَرَّةٍ، و إنَّ اللهَ عزّوجلّ یَدفَعُ بِذَلِکَ القَتلَ عَن نَفسِکَ و عَن أنفُسِ هَؤُلاءِ الفِتیانِ مِن أهلِ بَیتِکَ!
و تَکَلَّمَ جَماعَةُ أصحابِهِ بِکَلامٍ یُشبِهُ بَعضُهُ بَعضًا فی وَجهٍ واحِدٍ، فَجَزاهُمُ الحُسَینُ علیه السّلام خَیرًا و انصَرَفَ إلَی مِضرَبِهِ.1
- إرشاد، ج ٢، ص ٩٠ الی ٩٣: [امام سجّاد زین العابدین علیه السّلام میفرمایند: پس من خود را به خیمۀ اصحاب نزدیک کردم تا ببینم پدرم به آنان چه میگوید درحالیکه مریض بودم و در بستر افتاده بودم، پس شنیدم که به اصحاب چنین میفرماید:
بهترین درودهای خود را به پیشگاه خدای متعال عرضه میدارم، و او را در همه حال چه خلوت و چه جلوت مورد ستایش و تقدیس قرار میدهم.
بار پروردگارا تو را ستایش میکنم بر اینکه ما را به نبوّت گرامی داشتی و علم قرآن را در سینه ما قرار دادی و ما را در دین خود بصیر و فقیه گرداندی و برای ما گوش و چشم و قلب (فهم و بصیرت و اتّصال به ذات خودت) را مقرّر فرمودی، پس ما را از زمرۀ [ادامه در صقحه بعد]
- إرشاد، ج ٢، ص ٩٠ الی ٩٣: [امام سجّاد زین العابدین علیه السّلام میفرمایند: پس من خود را به خیمۀ اصحاب نزدیک کردم تا ببینم پدرم به آنان چه میگوید درحالیکه مریض بودم و در بستر افتاده بودم، پس شنیدم که به اصحاب چنین میفرماید:
