اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

انوار الملکوت ج1

0
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «انوار ملکوت» اثر ارزشمند حضرت علّامه آیة‌الله‌ حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس‌سرّه بوده که مشتمل بر مباحث «نور ملکوت روزه»، «نور ملکوت نماز» و «نور ملکوت مسجد» می‌باشد که با بیانی شیوا به آدابِ اعمال مذکور با توجه به جنبۀ ملکوتیِ آنها، در حدّ ظرفیت مخاطب پرداخته‌اند.  اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ «کُتِب علیکم الصّیام»  • حقیقت روزه فقط امساک در خوردن و آشامیدن نیست  • اهمیت روزه در وصول به ملکۀ تقویٰ  • جان و روح روزه عبارت است از ضعیف نمودن قوای شیطانی  • بعد از افطار باید معلّق بین خوف و رجا بود  • نماز وسیله‌ای برای محو حقیقت خود در عظمتِ حضرت حق  • حقیقت نماز حضور قلب است و حضور قلب مستلزم نفی خواطر  • تفسیر آیات مربوط به «اقامۀ نماز»  • به واسطۀ نماز نفس وسیع می‌شود و مرغ روح به عالم قدس اوج می‌‌گیرد  • نماز متجلّی شدن به انوار جمال حق  • نماز، راه به سوی توحید است و قطع نماز از وحدت، موجب شرک و به کثرت آمدن است  • کیفیت برخی نمازهای وارده در دستورات دین  • علت استحباب خواندن نماز در مسجد  • مؤمن مسجد را تعمیر می‌کند؛ به تعمیر ظاهری و باطنی  • کیفیت ساختن مسجد  • نباید کارهای منافیِ نماز در مسجد انجام شود  • لزوم حضور در مساجدی که بنای آنها بر اساس تقوا است

انوار الملکوت ج1

221
  • و در کافی با إسناد خود از اسماعیل بن أرقَط که مادرش «اُمّ سلمة» خواهر حضرت صادق علیه السّلام است، قال:

  • مَرِضتُ فی شَهرِ رَمَضانَ مَرَضًا شَدِیدًا حَتَّی نُقِلْتُ [ثَقُلتُ]، و اجتَمَعَتْ بَنُوهاشِمٍ لَیلاً لِلجَنازَةِ و هُم یَرَونَ أنِّی مَیِّتٌ، فَجَزِعَت اُمِّی عَلَیَّ، فَقالَ لَها أبُوعَبدِاللهِ علیه السّلام خالِی: اصْعَدِی إلَی فَوقِ البَیتِ فَابرُزِی إلَی السَّماءِ و صَلِّی رَکعَتَینِ، فَإذا سَلَّمتِ فَقُولِی: اللهُمَّ إنَّکَ وَهَبتَهُ لِی و لَم یَکُ شَیئًا! اللهُمَّ و إنِّی أستَوهِبُکَهُ مُبتَدِئًا فَأعِرنِیهِ! قالَ: فَفَعَلَت فَأفَقتُ و قَعَدتُ، و دَعَوْا بِسَحُورٍ لَهُم هَرِیسَةٍ فَتَسَحَّرُوا بِها و تَسَحَّرتُ مَعَهُم.1

    1. همان مصدر، ص ٤٧٨: [در ماه رمضان سخت مریض شدم تا اینکه قدرت حرکت از من سلب شد و مردم گمان کردند که فوت نموده‌ام. بنی‌هاشم برای تشییع جنازه من شب به منزل آمدند درحالیکه مادرم سخت بی‌تابی می‌نمود، امام صادق علیه السّلام که دائی من محسوب می‌شدند رو به خواهر خود نموده و فرمودند: به پشت بام منزل برو و در زیر آسمان دو رکعت نماز بخوان وقتی که سلام دادی بگو: خدایا تو او را به من عطا کردی زمانی که اصلاً وجودی نداشت خدایا من دوباره او را از تو ابتداءً می‌خواهم او را به من عاریت بده و بازگردان. آن زن این عمل را انجام داد و من در همان لحظه بهبودی یافتم و برخاستم و برای خوردن سحری حلیم آوردند و من نیز با آنان از آن حلیم سحری خوردم. مترجم]