
انوار الملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «انوار ملکوت» اثر ارزشمند حضرت علّامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه بوده که مشتمل بر مباحث «نور ملکوت روزه»، «نور ملکوت نماز» و «نور ملکوت مسجد» میباشد که با بیانی شیوا به آدابِ اعمال مذکور با توجه به جنبۀ ملکوتیِ آنها، در حدّ ظرفیت مخاطب پرداختهاند. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ «کُتِب علیکم الصّیام» • حقیقت روزه فقط امساک در خوردن و آشامیدن نیست • اهمیت روزه در وصول به ملکۀ تقویٰ • جان و روح روزه عبارت است از ضعیف نمودن قوای شیطانی • بعد از افطار باید معلّق بین خوف و رجا بود • نماز وسیلهای برای محو حقیقت خود در عظمتِ حضرت حق • حقیقت نماز حضور قلب است و حضور قلب مستلزم نفی خواطر • تفسیر آیات مربوط به «اقامۀ نماز» • به واسطۀ نماز نفس وسیع میشود و مرغ روح به عالم قدس اوج میگیرد • نماز متجلّی شدن به انوار جمال حق • نماز، راه به سوی توحید است و قطع نماز از وحدت، موجب شرک و به کثرت آمدن است • کیفیت برخی نمازهای وارده در دستورات دین • علت استحباب خواندن نماز در مسجد • مؤمن مسجد را تعمیر میکند؛ به تعمیر ظاهری و باطنی • کیفیت ساختن مسجد • نباید کارهای منافیِ نماز در مسجد انجام شود • لزوم حضور در مساجدی که بنای آنها بر اساس تقوا است
انوار الملکوت ج1
185أبِیطَالِبٍ عَلَیهِ السَّلام! فَأتَیتُ مَنزِلَهُ مُبَادِرًا أنعَاهُ إلَیهِم؛ فَقَالَتْ فَاطِمَةُ سلام الله علیها یا أباالدَّرْدَاءِ! مَا کَانَ مِن شَأنِهِ و قِصَّتِهِ؟ فَأخبَرتُهَا الخَبَرَ. فَقَالَتْ: هِیَ و اللهِ یا أباالدَّردَاءِ! الغَشْیَةُ الَّتِی تَأخُذُهُ مِن خَشیَةِ اللهِ تَعالَی! ثُمَّ أتَوْهُ بِمَاءٍ فَنَضَحُوهُ عَلَی وَجهِهِ فَأفَاقَ؛ و نَظَرَ إلَیَّ و أنَا أبکِی فَقالَ لی: ما بُکَاؤُکَ یَا أبَاالدَّردَاءِ؟ فَقُلتُ: مِمَّا أراهُ تُنزِلُهُ بِنَفسِکَ. فَقالَ: یا أباالدَّرداءِ! کَیفَ إذا رَأیْتَنِی اُدعَی إلَی الحِسابِ و أیقَنَ أهلُ الجَرَائِمِ بِالعَذَابِ و احْتَوَشَتنِی مَلائِکَةٌ غِلاظٌ زَبانِیَةٌ فِظاظٌ فَوَقَفتُ بَینَ یَدَیِ المَلِکِ الجَبّارِ، قَد أسلَمَنِی الأحِبَّاءُ و رَفَضَنی [رَحِمَنِی] أهلُ الدُّنیَا لَکُنتَ أشَدَّ رَحمَةً لِی بَینَ یَدَیْ مَن لا تَخفَی عَلَیهِ خافِیَةٌ. فَقالَ أبُوالدَّرداءِ: [فَوَ اللهِ] ما رَأیتُ ذَلِکَ لأحَدٍ مِن أصحَابِ رَسولِ اللهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم.1
- لئالی الأخبار، ص ٣٢٤؛ و این قضیّه را مرحوم صدوق در أمالی، ص ٧٦ الی ٧٩ مفصلاً با ذکر دعاهای آن حضرت آورده است: [عروة بن زبیر گوید: با جماعتی در مسجد رسول خدا نشسته بودیم و سخن از حوادث جنگ بدر و بیعت رضوان به میان آمد. در این وقت ابوالدّرداء گفت: آیا نمیخواهید فردی را به شما معرّفی کنم که اموال او از همه کمتر و تقوای او از همه بیشتر و کوشش او در عبادت از همه افزونتر است؟
گفتند: چه کسی است؟ گفت: علی بن أبیطالب سلام الله علیه.
گفت: شبی او را در حائط بنیالنّجّار یافتم که مشغول دعاء و راز و نیاز با خدای تعالی بود همینطور مشغول دعاء و راز و نیاز بود که دیدم صدائی دیگر به گوش نمیرسد، و هیچ حرکتی و عملی را از او مشاهده نکردم، با خود گفتم: شاید بر اثر بیخوابی و طولانی بودن شب و خستگی خواب بر او عارض گشته است، یا اینکه بواسطه نزدیک شدن طلوع فجر دعا و نیایش خود را قطع نموده است. نزدیک رفتم دیدم مانند چوب خشک بر زمین افتاده است، او را حرکت دادم دیدم حرکت نمیکند. با خود گفتم: إنّا للّه و إنّا إلیه راجعون بخدا قسم علی بن أبیطالب فوت نمود. به سرعت آمدم منزل علی تا اهل خانه را بر این مصیبت تسلیت دهم و با خبر گردانم. حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها فرمود: ای ابوالدّرداء چگونه علی را یافتی و چطور این قضیّه اتّفاق افتاد؟ داستان را برای فاطمه زهراء نقل کردم حضرت فرمودند: ای ابوالدّرداء این حالت غش و بیهوشی را که میبینی از خشیت خدا برای علی رخ میدهد. آنگاه افرادی آمدند و بر روی علی قدری آب پاشیدند تا حال آن حضرت افاقه پیدا کرد.
در این هنگام چشم علی بر من افتاد و من مشغول گریه بودم، فرمود: از چه میگریی ای ابوالدّرداء؟ عرض کردم از این حالتی که بر خود روا میداری فرمود: ای ابوالدّرداء چگونه این چنین نباشم درحالیکه مرا برای حساب در روز رستاخیز میخوانند و گناهکاران عذاب الهی را مشاهده مینمایند و ملائکۀ عذاب در حالت شدّت و خشونت اطراف مرا گرفته باشند و با عمودهای آتشین مرا تهدید مینمایند و من در پیشگاه سلطان عزّت و جبروت قرار گرفتهام، دوستان مرا بحال خود گذاردند و اهل دنیا مرا ترک نمودند. از همه افراد به رحمت و مغفرت سزاوارترم نزد کسی که هیچ پوشیدهای از او مخفی و مستور نخواهد بود.
ابوالدّرداء سپس گفت: به خدا قسم این حالت را در هیچ یک از اصحاب رسول خدا ندیدم. مترجم]
- لئالی الأخبار، ص ٣٢٤؛ و این قضیّه را مرحوم صدوق در أمالی، ص ٧٦ الی ٧٩ مفصلاً با ذکر دعاهای آن حضرت آورده است: [عروة بن زبیر گوید: با جماعتی در مسجد رسول خدا نشسته بودیم و سخن از حوادث جنگ بدر و بیعت رضوان به میان آمد. در این وقت ابوالدّرداء گفت: آیا نمیخواهید فردی را به شما معرّفی کنم که اموال او از همه کمتر و تقوای او از همه بیشتر و کوشش او در عبادت از همه افزونتر است؟
