اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

انوار الملکوت ج1

0
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «انوار ملکوت» اثر ارزشمند حضرت علّامه آیة‌الله‌ حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس‌سرّه بوده که مشتمل بر مباحث «نور ملکوت روزه»، «نور ملکوت نماز» و «نور ملکوت مسجد» می‌باشد که با بیانی شیوا به آدابِ اعمال مذکور با توجه به جنبۀ ملکوتیِ آنها، در حدّ ظرفیت مخاطب پرداخته‌اند.  اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ «کُتِب علیکم الصّیام»  • حقیقت روزه فقط امساک در خوردن و آشامیدن نیست  • اهمیت روزه در وصول به ملکۀ تقویٰ  • جان و روح روزه عبارت است از ضعیف نمودن قوای شیطانی  • بعد از افطار باید معلّق بین خوف و رجا بود  • نماز وسیله‌ای برای محو حقیقت خود در عظمتِ حضرت حق  • حقیقت نماز حضور قلب است و حضور قلب مستلزم نفی خواطر  • تفسیر آیات مربوط به «اقامۀ نماز»  • به واسطۀ نماز نفس وسیع می‌شود و مرغ روح به عالم قدس اوج می‌‌گیرد  • نماز متجلّی شدن به انوار جمال حق  • نماز، راه به سوی توحید است و قطع نماز از وحدت، موجب شرک و به کثرت آمدن است  • کیفیت برخی نمازهای وارده در دستورات دین  • علت استحباب خواندن نماز در مسجد  • مؤمن مسجد را تعمیر می‌کند؛ به تعمیر ظاهری و باطنی  • کیفیت ساختن مسجد  • نباید کارهای منافیِ نماز در مسجد انجام شود  • لزوم حضور در مساجدی که بنای آنها بر اساس تقوا است

انوار الملکوت ج1

172
  • ولایت آنها درست بوده، ولکن گناهانی طبق نفس امّاره از آنها سر زده است؛ ولی کسانی که اعتقاد ندارند و با جحود و استکبار زندگی می‌کنند و دین را ملعبه قرار می‌دهند، نماز آنها جز بُعد از خدا نتیجۀ دیگری نخواهد داشت. عمر بن سعد نیز بر کشتگان خود نماز خواند، ولیکن بدن مطهّر سبط رسول خدا را با بدنهای مطهّرۀ اولاد و برادران و بنی اعمام او در سرزمین کربلا عریان گذارد و رفت.

  • دلداری نمودن حضرت زینب سلام الله علیها امام سجّاد علیه السّلام را در روز عاشوراابن قُولوَیه در کتاب کامل از حضرت سجّاد علیه السّلام نقل می‌کند که: چون در یوم الطفّ پدر را در خاک و خون آغشته دیدم و فرزندان او و برادران او و عموهای خود را مقتول نگریستم و زنان و خواهران را مانند اسیران روم و دیلم نگریستم، سخت بر من گران آمد و نزدیک بود جان از قالب تهی کنم؛ عمّه‌ام زینب فریاد برآورد: 

  • مَا لی أراکَ تَجودُ بِنَفسِکَ؟ یا بَقیَّةَ جَدِّی و أبی و إخْوَتی! فَقُلتُ: و کَیفَ لا أجزَعُ و أهلَعُ و قَد أرَی سَیِّدِی و إخوَتی و عُمومَتی و وُلدَ عَمِّی و أهلِی مُضَرَّجِین بِدِمائِهِم مُرَّمَلینَ بِالعَراءِ مُسَلَّبِینَ لا یُکَفَّنونَ و لا یُوارُون و لا یُعَرَّجُ عَلَیهِم أحَدٌ و لایُقَرِّبُهُم بِشِبرٍ کَأنَّهُم أهلُ بَیتٍ من الدَیلَمِ و الخَزَر.1

  • زینب پاسخ داد که: ای برادرزاده جزع مکن که این عهد را رسول خدا با جدّ تو و پدر تو و عموی تو استوار فرمود. خداوند در این امت از قومی پیمان بستد، آنهائی که فراعنۀ زمین ایشان را نمی‌شناسند لکن در آسمانها و نزد 

    1. ناسخ التواریخ، جلد حضرت سیّد الشّهداء علیه السّلام، ج ٣، ص ٣٠؛ العوالم، الامام الحسین علیه السّلام، ص ٣٦٢: [چه شده است گویا با جانت بازی می‌کنی؟! ای بازماندۀ پدران و برادرانم!
      گفتم: چرا چنین نباشد درحالیکه می‌بینم پدرم و مولایم و برادرانم و عموهایم و عموزادگانم و خویشانم در خون خود آغشته، برهنه و عریان بر روی زمین افتاده‌اند و کسی با آنها کاری ندارد گویا اینها قومی از دیلم و خزر می‌باشند. مترجم]