
لمعات الحسین علیه السلام
برخی از کلمات و مواعظ و خطب حضرت سید الشهدا
کتاب لمعات الحسین علیه السلام تالیف گرانسنگ حضرت علامه آیة الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی قدس سره است. این کتاب شریف حاوی برخی کلمات و مواعظ و خُطَبِ دُرربارِ سید و سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام، با ذکر مدارک معتبر همراه با ترجمهای شیوا و مختصر از حضرت علامه میباشد. هدف ایشان از اینکه از شرح و بسط خودداری کرده و فقط به ترجمه اکتفا شده، این بود كه به واسطه ايجاز و اختصار، قابل آن باشد كه بر روى پردهها و تابلوها نوشته شده و در مجالس و محافل، خصوصاً مجالس عزاداری و تکایا همچون اشعار محتشم نصب گردد، تا شرکتکنندگان، در عین استفادۀ سمعی از خُطَبا و گویندگانِ راستین، استفادۀ بصری نیز نموده و عین آن کلمات را حفظ، و سرمشقِ زندگی و عمل خود قرار دهند. مضاف بر آن، وقایع شهادت سیدالشهداء علیهالسلام در روز عاشورا با استناد به منابع معتبر نیز در این رساله ذکر شده است.
لمعات الحسین علیه السلام
55فَعَلْتُمُوهَا بِأَبِى وَ أَخِى وَ ابْنِ عَمِّى مُسْلِمٍ.
فَالْمَغْرُورُ مَنِ اغْتَرَّ بِکمْ. فَحَظَّکمْ أَخْطَأْتُمْ، وَ نَصِیبَکمْ ضَیعْتُمْ؛ وَ مَنْ نَکثَ فَإنَّمَا ینْکثُ عَلَى نَفْسِهِ. وَ سَیغْنِى اللَهُ عَنْکمْ. وَ السَّلَامُ عَلَیکمْ وَ رَحْمَة اللَهِ وَ بَرَکاتُهُ.1
«پس حمد خداوند را بجاى آورد و ثنا بر او فرستاد، و سپس فرمود:
اى مردم! رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم فرمود: هر كسى ببیند سلطان ستمگرى را كه حرام خدا را حلال شمرد، و عهد خدا را بشكند، و خلاف سنّت رسول خدا صلّى الله علیه و آله رفتار كند، و در میان بندگان خدا به گناه و ستم عمل كند؛ و آن شخص بیننده سكوت اختیار كند، و نه از راه
- «تاريخ طبرى» طبع ١٣٥٨، ج ٤، ص ٣٠٤؛ و از طبع دوّم محمّد أبو الفضل إبراهيم: ج ٥، ص ٤٠٣؛ «نفس المهموم» ص ١١٥؛ و «ملحقات إحقاق الحقّ» ج ١١، ص ٦٠٩؛ و ابن أثير در «کامل» ج ٣، ص ٢٨٠
اين خطبه را به عنوان نامهاى که آنحضرت در بدء ورود به کربلا به أهل کوفه نوشتند، مجلسى (ره) در عاشر «بحار الانوار» طبع کمپانى ص ١٨٨ و ١٨٩، از سيّد ابن طاووس نقل کرده است. و در نسخه طبرى و مجلسى” فَلَمْ يُغَيِّرْ” با غين معجمه ضبط شده است.
- «تاريخ طبرى» طبع ١٣٥٨، ج ٤، ص ٣٠٤؛ و از طبع دوّم محمّد أبو الفضل إبراهيم: ج ٥، ص ٤٠٣؛ «نفس المهموم» ص ١١٥؛ و «ملحقات إحقاق الحقّ» ج ١١، ص ٦٠٩؛ و ابن أثير در «کامل» ج ٣، ص ٢٨٠
