
لمعات الحسین علیه السلام
برخی از کلمات و مواعظ و خطب حضرت سید الشهدا
کتاب لمعات الحسین علیه السلام تالیف گرانسنگ حضرت علامه آیة الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی قدس سره است. این کتاب شریف حاوی برخی کلمات و مواعظ و خُطَبِ دُرربارِ سید و سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام، با ذکر مدارک معتبر همراه با ترجمهای شیوا و مختصر از حضرت علامه میباشد. هدف ایشان از اینکه از شرح و بسط خودداری کرده و فقط به ترجمه اکتفا شده، این بود كه به واسطه ايجاز و اختصار، قابل آن باشد كه بر روى پردهها و تابلوها نوشته شده و در مجالس و محافل، خصوصاً مجالس عزاداری و تکایا همچون اشعار محتشم نصب گردد، تا شرکتکنندگان، در عین استفادۀ سمعی از خُطَبا و گویندگانِ راستین، استفادۀ بصری نیز نموده و عین آن کلمات را حفظ، و سرمشقِ زندگی و عمل خود قرار دهند. مضاف بر آن، وقایع شهادت سیدالشهداء علیهالسلام در روز عاشورا با استناد به منابع معتبر نیز در این رساله ذکر شده است.
لمعات الحسین علیه السلام
38الصَّابِرِینَ.
لَنْ تَشُذَّ عَنْ رَسُولِ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَیهِ وَ ءَالِهِ لُحْمَتُهُ، وَ هِىَ مَجْمُوعَه لَهُ فِى حَظِیرَه الْقُدْسِ، تَقِرُّ بِهِمْ عَینُهُ، وَ ینْجَزُ لَهُمْ وَعْدُهُ.
مَنْ کانَ فِینَا بَاذِلًا مُهْجَتَهُ، وَ مُوَطِّنًا عَلَى لِقَآءِ اللَهِ نَفْسَهُ، فَلْیرْحَلْ مَعَنَا؛ فَإِنَّنِى رَاحِلٌ مُصْبِحًا إنْ شَآءَ اللَهُ تَعَالَى:1
- چون در اين خطبه شريفه لغاتى استعمال شده است که در ضبط مختلف مىباشد، حقير بعضى از لغات را به طريق صحيح و با معناى مناسب ذکر مىکنم قِلاده: گردنبند. فَتاة: دختر جوان. خُيِّر، مجهول باب تفعيل: اختيار و انتخاب گرديده شده است. عُسْلان به ضمّ فاء الفعل، جمع عاسل به معناى گرگ است؛ چون راکب و رُکبان و فارس و فُرسان. أکراش: جمع کرْش به معناى شکمبه گوسفند و سائر حيوانات. جُوف: جمع جَوْفاء به معناى تو خالى است. مثل حُمْر و حَمراء، و صُفْر و صفراء. أجْربه: جمع جِراب به معناى انبان است؛ مثل أنظمه و نظام. و سُغْب: جمع أسْغَب به معناى گرسنه، مثل حُمْر و أحْمر. لُحْمَه: بالضّم، پود جامه در مقابل تار، و کنايه از قرابت است. حظيره: به معناى مکان محدود و محصور به ديوار است، و حظيره القدس به معناى بهشت است.
اين خطبه در بسيارى از کتب نقل شده است؛ از جمله «لُهوف» ص ٥٣، و کتاب «نفس المهموم» ص ١٠٠، و در «مقتل خوارزمى» ج ٢، ص ٥ و ٦؛ وليکن در آن وَ ما أوْلَعَنى إلَى أسْلافى وارد است، و نيز کأنى أنْظُرُ إلَى أوْصالى تُقَطِّعُها وُحوشُ الْفَلَواتِ غُبْرًا و عَفْرًا وارد است، و از جمله لَنْ تَشُذَّ عَنْ رَسولِ اللهِ لُحْمَتُهُ تا آخر در اين نقل وارد نيست. و در «کشف الغمّه» ص ١٨٤ طبق عبارات «لهوف» نيز وارد است، و در «ملحقات إحقاق الحقّ» ص ٥٩٨، ج ١١ از «مقتل خوارزمى» تا جمله وَ يُنْجَزُ لَهُم وَعْدُهُ روايت کرده است، و نيز از علّامه مدوخ در کتاب «العدل الشّاهد» ص ٩٥، طبق همان عبارات «لهوف» آورده است.
- چون در اين خطبه شريفه لغاتى استعمال شده است که در ضبط مختلف مىباشد، حقير بعضى از لغات را به طريق صحيح و با معناى مناسب ذکر مىکنم قِلاده: گردنبند. فَتاة: دختر جوان. خُيِّر، مجهول باب تفعيل: اختيار و انتخاب گرديده شده است. عُسْلان به ضمّ فاء الفعل، جمع عاسل به معناى گرگ است؛ چون راکب و رُکبان و فارس و فُرسان. أکراش: جمع کرْش به معناى شکمبه گوسفند و سائر حيوانات. جُوف: جمع جَوْفاء به معناى تو خالى است. مثل حُمْر و حَمراء، و صُفْر و صفراء. أجْربه: جمع جِراب به معناى انبان است؛ مثل أنظمه و نظام. و سُغْب: جمع أسْغَب به معناى گرسنه، مثل حُمْر و أحْمر. لُحْمَه: بالضّم، پود جامه در مقابل تار، و کنايه از قرابت است. حظيره: به معناى مکان محدود و محصور به ديوار است، و حظيره القدس به معناى بهشت است.
