
معاد شناسی ج10
کتاب شریف «معاد شناسی» از آثار نفیس علامه آیةاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه میباشد. این اثر ارزشمند به قلم خود ایشان، در حقیقت صورت مکتوب و تفصیلی سخنرانیهای ایشان در موضوع معاد است. در این مباحث، کیفیت سیر انسان در دنیا و عالم غرور، و نحوۀ تبدّل عالم غرور به عالم حقائق، و رسیدنِ انسان به خدا نشان داده میشود. محوریت این ابحاث روی «باطنبودنِ آخرت نسبت به دنیا» پایهگذاری شده است که با قلمی شیوا و سلیس پرده از حقایق ناشکفتۀ عالم آخرت و معاد برداشته و شیفتگان حریم معبود را به تدبّر در معانی این اثر ذیقیمت فرامیخواند. در جلد دهم از این مجموعه پیرامون «حقیقت اعراف»، «حقیقت بهشت» و «حقیقت جهنم در قیامت» سخن بهمیان آمده است. اهم مباحث این مجلّد: • صفات و خصوصیات نفسانیۀ «اهل أعراف» • أعراف، موقف اهل عرفان است • رجال أعراف، اهلبیت علیهمالسلام هستند • بهشت و دوزخ در ملکوت زمین است • بهشت و جهنم در حال حاضر، آفریده شدهاند • معنای صحیح «لا إکراهَ فی الدّین» • شجرۀ طوبیٰ، درخت ولایت است • بهشت، حقیقت ولایت است • بهشت لقاء و جنّت ذات • بهشت قیامت، طلوع عالَمِ نفْس است • کیفیت پیدایش دوزخ • خلقت شیطان بر اساس مصلحت است • مسألۀ «امر بین الأمرین» از اسرار علوم است • اعتماد به دنیا، آتش است • بقاءِ عذاب و تناوب آن، مربوط به معصیتهای نفس است • حقیقت جهنم، حجاب و بُعد از رحمت خداست • ریشۀ جهنم، یأس از رحمت خداست • خلود و جاودانگی در بهشت و جهنم • پاسخ به اشکالات وارده بر خلود
معاد شناسی ج10
53نَحْنُ الاعْرَافُ! الَّذِینَ لَا یدْخُلُ الْجَنَّةَ إلَّا مَنْ عَرَفَنَا وَ عَرَفْنَاهُ، وَ لَا یدْخُلُ النَّارَ إلَّا مَنْ أَنْكَرَنَا وَ أَنْكَرْنَاهُ.
وَ ذَلِكَ بِأَنَّ اللهَ لَوْ شَاءَ أَنْ یعَرِّفَ النَّاسَ نَفْسَهُ لَعَرَّفَهُمْ، وَ لَكِنَّهُ جَعَلَنَا سَبَبَهُ وَ سَبِیلَهُ وَ بَابَهُ الَّذِى یؤْتَى مِنْهُ.1
«ما هستیم اعراف! آن كسانى كه خداوند شناخته نمىشود مگر بوسیله شناخت ما. و ما هستیم اعراف! آن كسانى كه داخل بهشت نمىشود مگر آن كه ما را بشناسد و ما او را بشناسیم، و داخل آتش نمىشود مگر آن كه ما را انكار كند و ما او را انكار كنیم.
و این بجهت آنست كه خداوند اگر إراده میفرمود و میخواست خود را بدون واسطه به مردم بشناساند البتّه مىشناسانید، و لیكن او ما را سبب و وسیله و درى قرار داده است كه باید از آن داخل شد.»
و در «بصائر الدّرجات» از محمّد بن الحسین از موسى بن سَعْدان از عبد الله بن قاسم از بعضى اصحابش از سعد إسكاف ـ پس از سؤال او از حضرت باقر علیه السّلام از تفسیر این آیه، و پس از جواب آن حضرت بر همین نهجى كه أخیراً از «تفسیر عیاشى» ذكر شد ـ آورده است كه حضرت به دنبال آن اضافه میكنند كه:
فَلَا سَوَاءٌ مَا اعْتَصَمَتْ بِهِ الْمُعْتَصِمَةُ وَ مَنْ ذَهَبَ مَذْهَبَ النَّاسِ؛ ذَهَبَ النَّاسُ إلَى عَینٍ كَدِرَةٍ یفْرُغُ بَعْضُهَا فِى بَعْضٍ، وَ مَنْ أَتَى ءَالَ مُحَمَّدٍ أَتَى عَیناً صَافِیةً تَجْرِى بِعِلْمِ اللهِ لَیسَ لَهَا نَفَادٌ وَ لَا انْقِطَاعٌ.
- همان مصدر، ص ١٩
