اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معاد شناسی ج9

0
اعتقادات
جلد ها

کتاب شریف «معاد‌ شناسی» از آثار نفیس علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌سرّه می‌باشد. این اثر ارزشمند به قلم خود ایشان، در حقیقت صورت مکتوب و تفصیلی سخنرانی‌های ایشان در موضوع معاد است. در این مباحث، کیفیت سیر انسان در دنیا و عالم غرور، و نحوۀ تبدّل عالم غرور به عالم حقائق، و رسیدنِ انسان به خدا نشان داده می‌شود. محوریت این ابحاث روی «باطن‌بودنِ آخرت نسبت به دنیا» پایه‌گذاری شده است که با قلمی شیوا و سلیس پرده از حقایق ناشکفتۀ عالم آخرت و معاد برداشته و شیفتگان حریم معبود را به تدبّر در معانی این اثر ذی‌قیمت فرامی‌خواند. در جلد نهم از این مجموعه پیرامون «حقیقت شفاعت و کیفیت تحقق آن در قیامت» سخن به‌میان آمده است. اهم مباحث این مجلّد: • همۀ موجودات به سوی خدا در حرکت‌اند • مجردات محضه و مخلَصین دارای معاد نیستند • بحثی مشروح دربارۀ شفاعت • شفاعت تشریعی و تکوینی • اصناف شفاعت‌کنندگان در قیامت • شفیعان تشریعیه در دنیا؛ توبه، توحید، ایمان، عمل صالح، قرآن • حقیقت معنای شفیع، فناء‌فی‌اللَه است • شفاعت رسول‌اللَه از مقام محمود است • نیازمندی همۀ پیامبران به شفاعت رسول‌اللَه • شفاعت اختصاص به مؤمن گناهکار دارد • شفاعت برای اهل محبت، نه اهل عداوت • شفاعت همچون دارو برای تقویت طبیعت است • پاسخ به اشکالات وارده بر شفاعت • شفاعت در قیامت است نه در برزخ • شفاعت موجبِ ازدیاد امید به رحمت خداست • معنای منبر وسیله و لواء حمد در روز قیامت • ساقی حوض کوثر • حقیقت حوض کوثر، علم توأم با عمل است • معنای نهرهای جاری در بهشت

معاد شناسی ج9

57
  •  از مرحوم حاج معتمد الدّوله فرهاد میرزا نقل است كه او میگوید: من در طهران با سفیر انگلیس آشنائى داشتم، و روزى به دیدنش رفتم، او آلبوم عكس‌هاى خود را براى نشان دادن به من آورد و مرتّباً نشان میداد، تا رسید به عكس سگى، او را كه دید گریه كرد.

  •  من تعجّب كردم و پرسیدم چرا گریه كردى؟

  •  گفت: من خاطره عجیبى از وفاى این سگ دارم! روزى كه در لندن از طرف حكومت براى مأموریتى بنا شد به خارج شهر بروم، و قدرى مسافت بود؛ كیف خود را كه در آن اسناد دولتى بود و بسیار مهمّ بود، و نیز از اسكناس هم در آن بود برداشتم و رهسپار شدم. سگى داشتم كه او هم همراه من آمد تا رسیدم به درختى، در زیر سایه درخت قدرى استراحت كردم و سپس برخاستم و عازم بر حركت شدم!

  •  در این حال سگ مانع شد و از رفتن من جلوگیرى میكرد، هر چه كردم بروم فائده اى نكرد؛ و در رفتن ناچار بودم، فلهذا هفت تیر خود را كه همراهم بود در آورده و چند تیر به او زدم و رفتم. چون قدرى از راه را پیمودم ناگهان متوجّه شدم كه كیف را در زیر درخت جا گذاشته‌ام و فراموش كرده‌ام بیاورم، فوراً به سمت درخت برگشتم و دانستم كه این همه ممانعت سگ براى این بوده است.

  •  چون به زیر درخت رسیدم كیف را نیافتم، بسیار متأثّر شدم كه هم سگ را بى‌جهت كشته‌ام و هم كیف از دست رفته است. با خود گفتم به سراغ سگ بروم و ببینم او در چه حالى است؟ چون به محلّ‌