
معاد شناسی ج9
کتاب شریف «معاد شناسی» از آثار نفیس علامه آیةاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه میباشد. این اثر ارزشمند به قلم خود ایشان، در حقیقت صورت مکتوب و تفصیلی سخنرانیهای ایشان در موضوع معاد است. در این مباحث، کیفیت سیر انسان در دنیا و عالم غرور، و نحوۀ تبدّل عالم غرور به عالم حقائق، و رسیدنِ انسان به خدا نشان داده میشود. محوریت این ابحاث روی «باطنبودنِ آخرت نسبت به دنیا» پایهگذاری شده است که با قلمی شیوا و سلیس پرده از حقایق ناشکفتۀ عالم آخرت و معاد برداشته و شیفتگان حریم معبود را به تدبّر در معانی این اثر ذیقیمت فرامیخواند. در جلد نهم از این مجموعه پیرامون «حقیقت شفاعت و کیفیت تحقق آن در قیامت» سخن بهمیان آمده است. اهم مباحث این مجلّد: • همۀ موجودات به سوی خدا در حرکتاند • مجردات محضه و مخلَصین دارای معاد نیستند • بحثی مشروح دربارۀ شفاعت • شفاعت تشریعی و تکوینی • اصناف شفاعتکنندگان در قیامت • شفیعان تشریعیه در دنیا؛ توبه، توحید، ایمان، عمل صالح، قرآن • حقیقت معنای شفیع، فناءفیاللَه است • شفاعت رسولاللَه از مقام محمود است • نیازمندی همۀ پیامبران به شفاعت رسولاللَه • شفاعت اختصاص به مؤمن گناهکار دارد • شفاعت برای اهل محبت، نه اهل عداوت • شفاعت همچون دارو برای تقویت طبیعت است • پاسخ به اشکالات وارده بر شفاعت • شفاعت در قیامت است نه در برزخ • شفاعت موجبِ ازدیاد امید به رحمت خداست • معنای منبر وسیله و لواء حمد در روز قیامت • ساقی حوض کوثر • حقیقت حوض کوثر، علم توأم با عمل است • معنای نهرهای جاری در بهشت
معاد شناسی ج9
56همدانى رحمة الله علیه میفرمودند: یك نفر از سالكین كه شب براى نماز شب برخاسته بود، شنیده بود كه سگ همسایه سوره و الشّمْس را میخواند.
اینجانب چنین گمان دارم كه این قضیه براى خود ایشان بوده است و لیكن چون بزرگان غالباً در مقام بیان، اینگونه امور را نسبت به خود نمىدهند؛ فلهذا به عنوان یك نفر سالك بیان كردهاند. و باز در نزد حقیر، خواندن سگ، سوره و الشّمس را مكاشفه بوده است كه براى ایشان از صداى سگ حاصل شده است و چون ایشان در آن وقت به مجاهدات نفسانیه براى تزكیه نفس اشتغال داشتهاند این سوره كه داراى سوگندهاى بسیار براى اثبات نجاح و رستگارى نسبت به تزكیه كنندگان نفس است براى ایشان تحقّق پذیرفته است.
و نیز از وفاى سگ داستانهائى را نقل میفرمود؛ از جمله آنكه:
روزى مرحوم حسینعلى میرزا فرمانفرما در كنار دریا و براى شنا كردن آماده شده بود، سگى داشت كه مانعش مىشود؛ فرمانفرما اعتنائى نمىكند، و همین كه اراده میكند در آب برود، ناگهان سگ خود را در دریا مىاندازد و حیوانى بزرگ فوراً او را مىبلعد. فرمانفرما از رفتن به دریا منصرف مىشود، و مىفهمد كه این سگ براى این منظور از رفتن او به دریا جلوگیرى میكرده است و اینك كه دیده است منع او فائده بخش نیست خود را انداخته و جان خود را براى سلامتى او فدا كرده است.
و از جمله آنكه:
