
اللَه شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «انحصار توحید حقیقی به معرفت عرفانی، و بطلان توحیدِ غیر عارفان» به ضمیمۀ «مفاد وحدت وجود و برخی ادله آن» میباشد که با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلد: • غیر از عارفان، جمیع مردمان خدا را با دیدۀ دوبین مینگرند • آنانکه برای غیر از خدا اثری قائلاند، مبتلا به شرک خفیّ هستند • ضرورت رجوع به عقل و لزوم فراگیری علم و حکمت • بحث گرانقدر کاشفالغطاء در «وحدت وجود و موجود» • نقد و بررسی اعتقاد به ثنویت و تحقیقی بلیغ دربارۀ خیر و شرّ • اخباریون حشوی و قائلین به اصالت ماهیت، در باطن گرفتار ثنویتاند • برای مادیون و ماتریالیستها مسألۀ شرور حلّ نشده و به جهان بدبین هستند • نقد و بررسی اعتقادات شیخیه • تحقیقی دربارۀ شیطان و دایره مأموریت تکوینی او • در هر طائفهای از اهل عرفان، افرادی غیر خبره و بیمعرفت، خود را جا زدهاند • فقیهنمایان به نجاسات «وحدت وجودی» را افزودهاند تا خود را از مسؤولیت برَهانند • تنزیه صرف فاقد دلیل عقلی و شهودی و شرعی است • نقد و بررسی مکتب معتزلی و اشعری • رموز و اشارات سورۀ اخلاص
اللَه شناسی ج3
68کردهاند:
شیخ احسائى بواسطه حائز نبودن علوم معقول، موجب مذهبهاى مبتدعه گردید
«٨ ـ مذهب و پیروان شیخ:
مرحوم حاج ملّا هادى سبزوارى حکیم معروف، در بحث أصالة الوجود در شرح منظومه خود حاشیهاى مرقوم داشتهاند که تمام اساتید علم و حکمت، روى سخن محقّق سبزوارى را به شیخ أحمد احسائى مىدانند. ترجمه حاشیه «منظومه» اینست:
«هیچیک از حکماء به اصالت وجود و اصالت ماهیت معتقد نبوده مگر یکى از معاصرین که این عقیده را قائل است و قواعد فلسفى را مورد اعتبار قرار نداده و در بعضى از مؤلَّفات خود گفته است:
وجود منشأ کارهاى نیک است و ماهیت منشأ کارهاى زشت؛ و این امور اصلى هستند و اولویت براى اصلیت دارند.
بدیهى است که مىدانید که شرّ عدمِ مَلکه است؛ و علّت عدم، عدم است و چگونه ماهیت اعتبارى را تولید مىکند.
بدانکه براى هر ممکنى زوج ترکیبى ماهیت و وجودى است. و ماهیت را کلّى طبیعى نیز مىگویند که در جواب ما هو گفته مىشود.
و هیچیک از حکماء نگفتهاند که ماهیت و وجود دو اصل هستند؛ چه این گفته لازمهاش اینست که هر چیزى دو چیز متباینى باشد.»1
حاج ملّا نصر اللَه دزفولى که از معاریف علماى دوره ناصرى است و «شرح نهج البلاغة ابن أبى الحدید» را حسبالامر ناصر الدّین شاه در شش جلد
- «شرح منظومه» حاج ملّا هادى سبزوارى، ص ٥، چاپ طهران ـ ١٢٩٨ (تعليقه)
