اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج3

0
اعتقادات
جلد ها

جلد سوم از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «انحصار توحید حقیقی به معرفت عرفانی، و بطلان توحیدِ غیر عارفان» به ضمیمۀ «مفاد وحدت وجود و برخی ادله آن» می‌باشد که با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحث این مجلد:  • غیر از عارفان، جمیع مردمان خدا را با دیدۀ دوبین می‌نگرند  • آنان‌که برای غیر از خدا اثری قائل‌اند، مبتلا به شرک خفیّ هستند  • ضرورت رجوع به عقل و لزوم فراگیری علم و حکمت  • بحث گرانقدر کاشف‌الغطاء در «وحدت وجود و موجود»  • نقد و بررسی اعتقاد به ثنویت و  تحقیقی بلیغ دربارۀ خیر و شرّ  • اخباریون حشوی و قائلین به اصالت ماهیت، در باطن گرفتار ثنویت‌اند  • برای مادیون و ماتریالیست‌ها مسألۀ شرور حلّ نشده و به جهان بدبین هستند  • نقد و بررسی اعتقادات شیخیه   • تحقیقی دربارۀ شیطان و دایره مأموریت تکوینی او  • در هر طائفه‌ای از اهل عرفان، افرادی غیر خبره و بی‌معرفت، خود را جا زده‌اند  • فقیه‌نمایان به نجاسات «وحدت وجودی» را افزوده‌اند تا خود را از مسؤولیت برَهانند  • تنزیه صرف فاقد دلیل عقلی و شهودی و شرعی است  • نقد و بررسی مکتب معتزلی و اشعری  • رموز و اشارات سورۀ اخلاص

اللَه شناسی ج3

23
  • جمیع معلومات، قادر است بر جمیع ممکنات؛ و همچنین در سائر صفات.

  •  و به وى تکلیف نشده است که اعتقاد نماید به صفتى در خدا که در وى مثل آن یافت نمى‌شود، و به وجهى از وجوه مناسب آن صفات در او وجود ندارد. و اگر به چنین امرى مکلّف مى‌گشت، حقیقت تعقّل آن براى وى غیر ممکن مى‌بود. و این یکى از معانى قوله علیه السّلام است: مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ‌ ـ تمام شد کلام بعض المحقّقین.

  • علم عادى، علم الیقین، عَین الیقین، حقّ الیقین‌

  •  بدان: آن معرفتى که افهام بشر امکان وصول بدان را دارد داراى مراتب متخالفه و درجات متفاوته‌اى است.

  •  محقّق طوسىّ طابَ ثَراه در برخى از مصنَّفاتش گفته است که:

  •  مراتب آن معرفت به مثابه مراتب آتش مى‌باشد1

    1. در «رَوضات الجنّات» از طبع بيروت، ج ٣، ص ١٨٤ آورده است كه: «من در تاريخ حمد اللَه مستوفى ديدم كه «بو على سينا» با «بو سعيد» در محلّى با هم ملاقات كردند. چون از همدگر جدا شدند، از هر يك از آنان از احوال ديگرى پرسيدند. شيخ أبو سعيد گفت ما أنا أراه هو يَعلم. يعنى «آنچه را كه من مى‌بينم او مى‌داند». و شيخ أبو على گفت: ما أعلَمه هو يراه. يعنى «آنچه را كه من مى‌دانم او مى‌بيند.»
      صاحب «روضات» در اينجا مى‌گويد: «گفتار اين دو عالم اشاره مى‌باشد به درجات علم اليقين و عين اليقين و حقّ اليقين، و به عبارةٍ اخرى: يقين خبر و يقين دلالت و يقين مشاهده، و به تقرير سوّم: مكاشفه در خبر دادن و مكاشفه به اظهار قدرت و مكاشفه قلوب به حقائق ايمان. و هر يك از اين سه لفظ (علم و عين و حقّ) به معنى نفس يقين است، با اين تفاوت كه بنا بر اصطلاح آنان علم اليقين عبارت است از آنچه با شرط برهان حاصل مى‌گردد، و عين اليقين عبارت است از آنچه با شرط بيان حاصل مى‌شود، و حقّ اليقين عبارت است از آنچه با صفت عيان بدست مى‌آيد. و مثال آن را به اين زده‌اند كه حقيقت معنى آتش را با تعريف ديگران، و يا با چشمان خود، و يا بواسطه تأثير آن در وجود خودش بفهمد. پس علم اليقين براى عاقلان است، و عين اليقين براى عالمان، و حقّ اليقين براى عارفان.»