
اللَه شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «انحصار توحید حقیقی به معرفت عرفانی، و بطلان توحیدِ غیر عارفان» به ضمیمۀ «مفاد وحدت وجود و برخی ادله آن» میباشد که با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلد: • غیر از عارفان، جمیع مردمان خدا را با دیدۀ دوبین مینگرند • آنانکه برای غیر از خدا اثری قائلاند، مبتلا به شرک خفیّ هستند • ضرورت رجوع به عقل و لزوم فراگیری علم و حکمت • بحث گرانقدر کاشفالغطاء در «وحدت وجود و موجود» • نقد و بررسی اعتقاد به ثنویت و تحقیقی بلیغ دربارۀ خیر و شرّ • اخباریون حشوی و قائلین به اصالت ماهیت، در باطن گرفتار ثنویتاند • برای مادیون و ماتریالیستها مسألۀ شرور حلّ نشده و به جهان بدبین هستند • نقد و بررسی اعتقادات شیخیه • تحقیقی دربارۀ شیطان و دایره مأموریت تکوینی او • در هر طائفهای از اهل عرفان، افرادی غیر خبره و بیمعرفت، خود را جا زدهاند • فقیهنمایان به نجاسات «وحدت وجودی» را افزودهاند تا خود را از مسؤولیت برَهانند • تنزیه صرف فاقد دلیل عقلی و شهودی و شرعی است • نقد و بررسی مکتب معتزلی و اشعری • رموز و اشارات سورۀ اخلاص
اللَه شناسی ج3
63تو بنماى آن چهره آتشین *** که آتش فتد در بت و آستین چه آتش که از خود ستاند مرا *** نه ز اغیار تنها رهاند مرا ز وحدت دلا تا کى اندر شکى *** یکى گو، یکى دان، یکى بین، یکى بیا ساقیا دَردِه آن راحِ روح *** که یابم ز فیضش هزاران فتوح صباح است ساقى صبوحى بیار *** مِئى کاو نخواهد صراحى بیار بلى کىْ صراحى بود رازْدار *** به بزمى که نبود خودى را شمار نخستین که کردند تخمیرِ طین *** گل ما نمودند با مى عجین ندیمان وصیت کنم بشنوید *** که عمر گرامى به آخر رسید چو این رشته عمر بگسسته شد *** به آغازْ انجام پیوسته شد بشد مُلْک تن بىسپهدار جان *** به یغما ربودند نقد روان خدا را دهیدم به مى شستوشوى *** بپاشید سِدرم از آن خاک کوى بجویید خشتم ز بهر لَحَد *** ز خشتى که بر تارُک خُم بود بسازید تابوتم از چوب تاک *** کنیدم مىآلوده در زیر خاک چو از برگ رَز نیز کفْنم کنید *** به پاى خم باده دفنم کنید بکوشید کاندر دَم احتضار *** همین بر زبانم بود نام یار نه شمعم جز آن مَه به بالین نهید *** نه حرفم جز از عشق تلقین دهید ز مرد و زن اندر شب وحشتم *** نیاید کسى بر سر تربتم بجز مطرب آید زند چنگ را *** مغنّى کشد سر خوش آهنگ را به خونم نگارید لوح مزار *** که هست این شهید ره عشق یار چهل تن ز رندان پیمانه زن *** شهادت کنند اینچنین بر کفن که این را به خاک درش نسبت است *** ز دُردىکشانِ مى وحدت است که مىساختى شیخ سجّاده کش *** به یک دم زدن، عاشق بادهکش ز نظّاره گردىِّ اهل کنشت *** همه پارسایانِ تقوى سرشت
