
اللَه شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «انحصار توحید حقیقی به معرفت عرفانی، و بطلان توحیدِ غیر عارفان» به ضمیمۀ «مفاد وحدت وجود و برخی ادله آن» میباشد که با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلد: • غیر از عارفان، جمیع مردمان خدا را با دیدۀ دوبین مینگرند • آنانکه برای غیر از خدا اثری قائلاند، مبتلا به شرک خفیّ هستند • ضرورت رجوع به عقل و لزوم فراگیری علم و حکمت • بحث گرانقدر کاشفالغطاء در «وحدت وجود و موجود» • نقد و بررسی اعتقاد به ثنویت و تحقیقی بلیغ دربارۀ خیر و شرّ • اخباریون حشوی و قائلین به اصالت ماهیت، در باطن گرفتار ثنویتاند • برای مادیون و ماتریالیستها مسألۀ شرور حلّ نشده و به جهان بدبین هستند • نقد و بررسی اعتقادات شیخیه • تحقیقی دربارۀ شیطان و دایره مأموریت تکوینی او • در هر طائفهای از اهل عرفان، افرادی غیر خبره و بیمعرفت، خود را جا زدهاند • فقیهنمایان به نجاسات «وحدت وجودی» را افزودهاند تا خود را از مسؤولیت برَهانند • تنزیه صرف فاقد دلیل عقلی و شهودی و شرعی است • نقد و بررسی مکتب معتزلی و اشعری • رموز و اشارات سورۀ اخلاص
اللَه شناسی ج3
43بجهت آنکه تو گفتى: براى ظلال و سایهها وجودى باقى نمىماند مگر پس از غیبوبت شمس از آن. و ایضاً گفتى: وجود خلق باقى نمىماند مگر به وجود حقّ. و از این بالاتر گفتى که: «خَلق، حقّ است به اعتبارى و خلق است به اعتبارى» درحالىکه سایهها و ظلال اینطور نمىباشند.
زیرا سایه بههیچوجه من الوجوه خورشید نیست.
من در پاسخت مىگویم: در مثال، مطابقت از تنها وجه واحدى کفایت مىکند؛ و آن وجه عبارت از اینست که: ظلال وجودى ندارند مگر به شمس، و به غیبت شمس از آنها با جسم و ذات خودش؛ و همچنین خلق نسبت با حقّ اینچنین هستند، زیرا خلق داراى وجودى نیستند مگر با حقّ و با غیبت حقّ از آنان ذاتاً و حقیقةً.
پس همانطور که غیبت شمس عبارت است از برقرارى و قیام ظِلّ بنفسه و تعینِه، و حضور شمس عبارت است از فناء ظلّ و عدم آن، همچنین غیبت حقّ عبارت است از قیام خلق بنَفسهم و تقیدِهم، و حضور حقّ عبارت است از فنایشان و عدمشان.
و این کلام خداى تعالى: ﴿كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ* وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ﴾ اشارهاى است بدین معنى. پس این مهمّ را بفهم زیرا که دقیق است؛ و با وجود دقّتش لطیف است!
و این مثال خورشید و سایه (شمس و ظلّ) مثالى نیست که منحصر به من بوده باشد بلکه جمیع اندیشمندان و ارباب تحقیق بدین معنى روى آوردهاند، و این مطلب بر اهلش پنهان نمىباشد و إن شاء اللَه تعالى در گفتارشان پس از این خواهى یافت.
بحث سید حیدر پیرامون آیه: ﴿أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَ﴾
و حقّ جلّ جلاله اشاره بدین معنى کرده است در کلامش:
﴿أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً ثُمَّ جَعَلْنَا
