
اللَه شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «انحصار توحید حقیقی به معرفت عرفانی، و بطلان توحیدِ غیر عارفان» به ضمیمۀ «مفاد وحدت وجود و برخی ادله آن» میباشد که با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلد: • غیر از عارفان، جمیع مردمان خدا را با دیدۀ دوبین مینگرند • آنانکه برای غیر از خدا اثری قائلاند، مبتلا به شرک خفیّ هستند • ضرورت رجوع به عقل و لزوم فراگیری علم و حکمت • بحث گرانقدر کاشفالغطاء در «وحدت وجود و موجود» • نقد و بررسی اعتقاد به ثنویت و تحقیقی بلیغ دربارۀ خیر و شرّ • اخباریون حشوی و قائلین به اصالت ماهیت، در باطن گرفتار ثنویتاند • برای مادیون و ماتریالیستها مسألۀ شرور حلّ نشده و به جهان بدبین هستند • نقد و بررسی اعتقادات شیخیه • تحقیقی دربارۀ شیطان و دایره مأموریت تکوینی او • در هر طائفهای از اهل عرفان، افرادی غیر خبره و بیمعرفت، خود را جا زدهاند • فقیهنمایان به نجاسات «وحدت وجودی» را افزودهاند تا خود را از مسؤولیت برَهانند • تنزیه صرف فاقد دلیل عقلی و شهودی و شرعی است • نقد و بررسی مکتب معتزلی و اشعری • رموز و اشارات سورۀ اخلاص
اللَه شناسی ج3
35و گفتار امام: هَتْک السِّتْرِ لِغَلَبَةِ السِّرِّ، داراى دو معنى مىباشد:
اوّل: چون بر انسان این سرّ غلبه یابد، قدرت اخفاء آن را ندارد که روحش را از آن باز دارد؛ مثل حلّاج و غیره. بلکه باکى از اظهار آن ندارد. و ممکن است این اظهار بدون اختیار او بوده باشد مانند کارهاى شخص مست در صورت ظاهر.
و بدین امر حضرت اشاره فرمود که گفت: وَ لَکنْ یرْشَحُ عَلَیک مَا یطْفَحُ مِنِّى
«و لیکن براى تو ترشّح مىکند و مىتراود آنچه از من بالا آمده و لبریز شده است.»
معنى دوّم: چون بر انسان این سرّ غلبه پیدا کند، به پردهها و حجابهائى که عبارتند از مظاهر، التفات و توجّه نمىکند، و مشاهده نمىنماید مگر ظاهر در آنها را.
و بنابراین معنى، مفاد کلام این مىشود که از وجه محبوب پرده برداشته مىشود، و بطور کلّى حجاب هَتک مىشود و پاره مىگردد. یعنى بالکلّیه حجاب برداشته و مرتفع مىشود.
و این معنى از معنى اوّل مناسبتر مىباشد با نسبت به آنچه ما اینک در صدد اثبات آن هستیم.
و گفتار امام در دنبال این فقره: جَذْبُ الاحَدِیةِ بِصِفَةِ التَّوْحِید (جذب کردن مقام احدیت، انسان را با صفت یکى کردن موجودات) شاهد بر این معنى است. زیرا حضرت مىفرماید: پس از این مرحله مقام احدیت ذاتیهاى که قابل کثرت نیست، او را به سوى توحید صرف و وحدت محضهاى که عبارت است از حضرت جمع و مقام فناء محبّ در محبوب که بیانش خواهد آمد، جذب مىکند.
