
اللَه شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «انحصار توحید حقیقی به معرفت عرفانی، و بطلان توحیدِ غیر عارفان» به ضمیمۀ «مفاد وحدت وجود و برخی ادله آن» میباشد که با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلد: • غیر از عارفان، جمیع مردمان خدا را با دیدۀ دوبین مینگرند • آنانکه برای غیر از خدا اثری قائلاند، مبتلا به شرک خفیّ هستند • ضرورت رجوع به عقل و لزوم فراگیری علم و حکمت • بحث گرانقدر کاشفالغطاء در «وحدت وجود و موجود» • نقد و بررسی اعتقاد به ثنویت و تحقیقی بلیغ دربارۀ خیر و شرّ • اخباریون حشوی و قائلین به اصالت ماهیت، در باطن گرفتار ثنویتاند • برای مادیون و ماتریالیستها مسألۀ شرور حلّ نشده و به جهان بدبین هستند • نقد و بررسی اعتقادات شیخیه • تحقیقی دربارۀ شیطان و دایره مأموریت تکوینی او • در هر طائفهای از اهل عرفان، افرادی غیر خبره و بیمعرفت، خود را جا زدهاند • فقیهنمایان به نجاسات «وحدت وجودی» را افزودهاند تا خود را از مسؤولیت برَهانند • تنزیه صرف فاقد دلیل عقلی و شهودی و شرعی است • نقد و بررسی مکتب معتزلی و اشعری • رموز و اشارات سورۀ اخلاص
اللَه شناسی ج3
200و آن عقل کلّى یا صادر اوّل ـ هر چه مىخواهى بگو ـ یا حقیقت محمّدیه متّصل است به مبدأ خویش، بدون اندک انفصالى. لَا فَرْقَ بَینَک وَ بَینَهَا إلَّا أَنَّهُمْ عِبَادُک وَ خَلْقُک، بَدْؤُهَا مِنْک وَ عَوْدُهَا إلَیک.1
أنَا أصْغَرُ مِنْ رَبّى بِسَنَتَینِ.2
و جمیع این موجودات، وجود واحدى هستند که گسترده و کشیده شده است بدون مدّت و بدون مادّه، از صبح ازل تا عشیه ابد (از چاشتگاه نخستین تا شامگاه آخرین) بدون حدّ و بدون عَدّ، و بدون بدایت و بدون نهایت.
و از قبیل استعمال مجاز بعید و ضیق خناق الفاظ است که مىگوئیم:
﴿هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ﴾.3
وجود وى در ازل الآزال قبل از قبل بوده است؛ و بقاى او بدون طُروّ انتقال و عروض زوال تا بعد از بعد خواهد بود.
- «نيست تفاوتى ميان تو و فرشتگانت بجز اينكه آنان آفريدهشدگان و بنده تو هستند، ابتدايشان از تست و بازگشتشان به سوى تست.»
اين دعا يكى از فقرات ادعيه وارده در شهر رجب است كه در كتب معتبره همچون مصباحين آمده است. و آية اللَه حاج ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى همانطور كه در ص ٧٠ از ج ٢ «اللَهشناسى» ديديم بدان استشهاد نموده است. و ما رساله مستقلّهاى به عنوان «رسالة الحاقيّه» در پايان همان جلد از ص ٢٩٧ تا ص ٣١٤ ذكر نموديم و در آنجا شبهات مرحوم محدّث معاصر شوشترى (قدّه) را بطور تفصيل پاسخ گفتهايم. - «من دو سال از پروردگارم كوچكتر مىباشم.» و سيّد حيدر آملى در مقدّمات كتاب «نصّ النّصوص» ص ١٠ بدين عبارت آورده است: كقولهم: أنَا أقلُّ منْ رَبّى بِسنَتَينِ، و قولهم: لَيسَ بَيْنى وَ بينَ رَبّى فَرقٌ إلّا أنّى تَقدّمتُ بِالعُبوديَّة.
- صدر آيه ٣، از سوره ٥٧: الحديد: «اوست اوّل و آخر و ظاهر و باطن.»
- «نيست تفاوتى ميان تو و فرشتگانت بجز اينكه آنان آفريدهشدگان و بنده تو هستند، ابتدايشان از تست و بازگشتشان به سوى تست.»
