اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج3

0
اعتقادات
جلد ها

جلد سوم از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «انحصار توحید حقیقی به معرفت عرفانی، و بطلان توحیدِ غیر عارفان» به ضمیمۀ «مفاد وحدت وجود و برخی ادله آن» می‌باشد که با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحث این مجلد:  • غیر از عارفان، جمیع مردمان خدا را با دیدۀ دوبین می‌نگرند  • آنان‌که برای غیر از خدا اثری قائل‌اند، مبتلا به شرک خفیّ هستند  • ضرورت رجوع به عقل و لزوم فراگیری علم و حکمت  • بحث گرانقدر کاشف‌الغطاء در «وحدت وجود و موجود»  • نقد و بررسی اعتقاد به ثنویت و  تحقیقی بلیغ دربارۀ خیر و شرّ  • اخباریون حشوی و قائلین به اصالت ماهیت، در باطن گرفتار ثنویت‌اند  • برای مادیون و ماتریالیست‌ها مسألۀ شرور حلّ نشده و به جهان بدبین هستند  • نقد و بررسی اعتقادات شیخیه   • تحقیقی دربارۀ شیطان و دایره مأموریت تکوینی او  • در هر طائفه‌ای از اهل عرفان، افرادی غیر خبره و بی‌معرفت، خود را جا زده‌اند  • فقیه‌نمایان به نجاسات «وحدت وجودی» را افزوده‌اند تا خود را از مسؤولیت برَهانند  • تنزیه صرف فاقد دلیل عقلی و شهودی و شرعی است  • نقد و بررسی مکتب معتزلی و اشعری  • رموز و اشارات سورۀ اخلاص

اللَه شناسی ج3

192
  • بوده‌اند؛ اطلاق وجود بر آنها از باب اشتراک لفظى است که عبارت باشد از اطلاق لفظ واحد بر معانى متکثّره و مفاهیم متباینه‌اى که در تحت حقیقت واحده‌اى مندرج نبوده و قدر مشترکى جامع میان آنها نمى‌باشد. همچون لفظ «عَین» که استعمال مى‌شود در قوّه باصِره، و در چشمه آب، و در طلا، تا آخر معانى کثیره متباینه‌اى که دارد؛ عکس لفظ مترادف (که در آن الفاظ بسیارى است براى معنى واحدى) و مشترک (که عبارت است از معانى کثیره‌اى که لفظ واحدى بر آنها اطلاق مى‌شود).

  •  این قول یعنى اشتراک لفظى در اطلاق لفظ وجود به مصادیق کثیره آن، نسبت داده شده است به جمیع مَشّائین یا به اکثرشان.

  •  دوّم‌ آنکه اطلاق لفظ وجود بر جمیع اقسام آن از باب اشتراک معنوى است. بنابراین وجود آتش و وجود آب در باب مفاهیم، و وجود زَید و وجود عَمْرو در باب مصادیق، چیز واحدى و حقیقت فاردى است؛ و فقط تباین میان آنها و تعدّدشان در ماهیات منتزعه از حدود وجود و تعینات قیود است. لهذا حقیقت وجود، از جهت آنکه وجود است واحد است بتمام معانى وحدت. و مابه‌الاشتراکشان عین مابه‌الامتیازشان مى‌باشد. در این جمله خوب تدبّر کن تا به معنى آن خوب نائل گردى!

  • تَوْحِیدُهُ تَمْییزُهُ عَنْ خَلْقِهِ؛ وَ حُکمُ التَّمْییزِ بَینُونَةُ صِفَةٍ لا بَینُونَةُ عُزْلَةٍ

  •  و گفتار اوّل مستلزم محذورات قطعیة الفساد است؛ وَ ما یسْتَلْزِمُ الْفَسادَ فاسِدٌ قَطْعاً. (آنچه فساد را لازم آید قطعاً خودش فاسد است.) و از جمله بعضى از محاذیر آن، لزوم عُزلت و بَینونت میان وجود واجب و وجود ممکن، و لزوم عدم سنخیت میان علّت و معلول است که منتهى به بطلان مسأله توحید از اصل و اساس آن خواهد شد. و بدین مهمّ اشاره فرموده است‌ سید الموحّدین و إمام العُرَفاءِ الشّامخینَ أمیر المؤمنین‌ سلام اللَه علیه، آنجا که مى‌گوید: