
اللَه شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «انحصار توحید حقیقی به معرفت عرفانی، و بطلان توحیدِ غیر عارفان» به ضمیمۀ «مفاد وحدت وجود و برخی ادله آن» میباشد که با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلد: • غیر از عارفان، جمیع مردمان خدا را با دیدۀ دوبین مینگرند • آنانکه برای غیر از خدا اثری قائلاند، مبتلا به شرک خفیّ هستند • ضرورت رجوع به عقل و لزوم فراگیری علم و حکمت • بحث گرانقدر کاشفالغطاء در «وحدت وجود و موجود» • نقد و بررسی اعتقاد به ثنویت و تحقیقی بلیغ دربارۀ خیر و شرّ • اخباریون حشوی و قائلین به اصالت ماهیت، در باطن گرفتار ثنویتاند • برای مادیون و ماتریالیستها مسألۀ شرور حلّ نشده و به جهان بدبین هستند • نقد و بررسی اعتقادات شیخیه • تحقیقی دربارۀ شیطان و دایره مأموریت تکوینی او • در هر طائفهای از اهل عرفان، افرادی غیر خبره و بیمعرفت، خود را جا زدهاند • فقیهنمایان به نجاسات «وحدت وجودی» را افزودهاند تا خود را از مسؤولیت برَهانند • تنزیه صرف فاقد دلیل عقلی و شهودی و شرعی است • نقد و بررسی مکتب معتزلی و اشعری • رموز و اشارات سورۀ اخلاص
اللَه شناسی ج3
183روحى است بىنشان و ما غرقه در نشانش *** جانى است بىمکان و سر تا قدم مکانش خواهى که بیابى یک لحظهاى مجویش *** خواهى که تا بدانى یک لحظهاى مدانش ****
خَفىٌّ لإفْراطِ الظُّهورِ تَعَرَّضَتْ *** لإدْراکهِ أبْصارُ قَوْمٍ أخافِشِ وَ حَظُّ الْعُیونِ الزُّرْقِ مِنْ نورِ وَجْهِهِ *** لِشِدَّتِهِ حَظُّ الْعُیونِ الْعَوامِشِ1 ****
اى تو مخفى در ظهور خویشتن *** وى رُخت پنهان به نور خویشتن لَقَدْ ظَهَرْتَ فَلا تَخْفَى عَلَى أحَدٍ *** إلّا عَلَى أکمَهٍ لا یعْرِفُ الْقَمَرا لَکنْ بَطَنْتَ بِما أظْهَرْتَ مُحْتَجِبًا *** وَ کیفَ یعْرَفُ مَنْ بِالْعُرْفِ اسْتَتَرا2 حجاب روى تو هم روى تست در همه حال *** نهانى از همه عالم ز به سکه پیدائى - «خداوند پنهان است بواسطه شدّت ظهور او. براى ديدار و ادراك او چشمهاى جماعتى كه ضعيف البصر بودند متعرّض گشتند. و بهره و نصيب چشمان كافران زاغ چشم از شدّت نور سيماى او، به قدر بهره و نصيب چشمان ضعيف و رَمَدآلودهاى است كه در اكثر اوقات آب از آن جارى است.»
- «تحقيقاً هرآينه تو چنان ظاهر شدى كه بر هيچكس پنهان نيستى مگر بر آن كور مادرزادى كه ماه تابان را نمىشناسد. و ليكن بواسطه خودِ ظهورت پنهان شدى؛ پس چگونه امكان دارد كه شناخته شود آن كس كه خود شناسائى علّت پنهانى او گرديده است؟»
