اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج3

0
اعتقادات
جلد ها

جلد سوم از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «انحصار توحید حقیقی به معرفت عرفانی، و بطلان توحیدِ غیر عارفان» به ضمیمۀ «مفاد وحدت وجود و برخی ادله آن» می‌باشد که با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحث این مجلد:  • غیر از عارفان، جمیع مردمان خدا را با دیدۀ دوبین می‌نگرند  • آنان‌که برای غیر از خدا اثری قائل‌اند، مبتلا به شرک خفیّ هستند  • ضرورت رجوع به عقل و لزوم فراگیری علم و حکمت  • بحث گرانقدر کاشف‌الغطاء در «وحدت وجود و موجود»  • نقد و بررسی اعتقاد به ثنویت و  تحقیقی بلیغ دربارۀ خیر و شرّ  • اخباریون حشوی و قائلین به اصالت ماهیت، در باطن گرفتار ثنویت‌اند  • برای مادیون و ماتریالیست‌ها مسألۀ شرور حلّ نشده و به جهان بدبین هستند  • نقد و بررسی اعتقادات شیخیه   • تحقیقی دربارۀ شیطان و دایره مأموریت تکوینی او  • در هر طائفه‌ای از اهل عرفان، افرادی غیر خبره و بی‌معرفت، خود را جا زده‌اند  • فقیه‌نمایان به نجاسات «وحدت وجودی» را افزوده‌اند تا خود را از مسؤولیت برَهانند  • تنزیه صرف فاقد دلیل عقلی و شهودی و شرعی است  • نقد و بررسی مکتب معتزلی و اشعری  • رموز و اشارات سورۀ اخلاص

اللَه شناسی ج3

178
  • «کلِمَةٌ بِها یتَبَینُ مَعْنَى الْوُجودِ وَ أنَّهُ عَینُ الْحَقِّ سُبْحانَهُ‌.

  •  «گفتارى که با آن روشن مى‌گردد معنى وجود و اینکه وجود عین حقّ سبحانه مى‌باشد.»

  •  شک نیست که هر چه غیر هستى است، در هست شدن و هست بودن محتاج است به هستى. و هستى به خود هست، نه هستى دیگر. و هر چه محتاج است، نه حقّ است.

  •  پس حقّ عین هستى باشد که به خود هست است و همه چیزها به او هستند. چون نور که بنفس خود روشن است نه به روشنائى دیگر؛ و روشنائى همه چیزها بدوست. پس همه چیزها به حقّ محتاجند و حقّ از همه چیز غنىّ؛ ﴿وَ اللَهُ الْغَنِيُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ﴾.1

  • گویم سخن نغز که مغز سخن است‌***هستى است که هم هستى و هم هست‌کن است‌
  •  و از اینجا ظاهر مى‌شود سرّ معیت حقّ با اشیاء؛ چه هیچ چیز بى‌هستى نمى‌تواند بود. و از اینجا نیز ظاهر مى‌شود که هستى، واجب الوجود است و قائم به ذات خود و متعین به ذات خود؛ چه اگر ممکن بودى، یا قائم بغیر، یا متعین بغیر؛ محتاج بودى بغیر. و غیر هستى کائناً ما کان محتاج است به هستى. پس تقدّم شى‌ء بر نفس لازم آمدى. پس هر چه جز هستى است قائم است به هستى، و هستى قائم نیست به هیچ چیز.

  •  پس هستى که عین حقّ است دلیل است بر حقّ کما قال أمیر المؤمنین: دَلَّ عَلَى ذَاتِهِ بِذَاتِهِ‌2.

    1. قسمتى از آيه آخر، از سوره ٤٧: محمّد
    2. فقره‌اى است از دعاى صباح. يعنى« (اى كسى كه) راهنما و دليل ـ خودش، خودش بوده است!»