
اللَه شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «انحصار توحید حقیقی به معرفت عرفانی، و بطلان توحیدِ غیر عارفان» به ضمیمۀ «مفاد وحدت وجود و برخی ادله آن» میباشد که با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلد: • غیر از عارفان، جمیع مردمان خدا را با دیدۀ دوبین مینگرند • آنانکه برای غیر از خدا اثری قائلاند، مبتلا به شرک خفیّ هستند • ضرورت رجوع به عقل و لزوم فراگیری علم و حکمت • بحث گرانقدر کاشفالغطاء در «وحدت وجود و موجود» • نقد و بررسی اعتقاد به ثنویت و تحقیقی بلیغ دربارۀ خیر و شرّ • اخباریون حشوی و قائلین به اصالت ماهیت، در باطن گرفتار ثنویتاند • برای مادیون و ماتریالیستها مسألۀ شرور حلّ نشده و به جهان بدبین هستند • نقد و بررسی اعتقادات شیخیه • تحقیقی دربارۀ شیطان و دایره مأموریت تکوینی او • در هر طائفهای از اهل عرفان، افرادی غیر خبره و بیمعرفت، خود را جا زدهاند • فقیهنمایان به نجاسات «وحدت وجودی» را افزودهاند تا خود را از مسؤولیت برَهانند • تنزیه صرف فاقد دلیل عقلی و شهودی و شرعی است • نقد و بررسی مکتب معتزلی و اشعری • رموز و اشارات سورۀ اخلاص
اللَه شناسی ج3
168کامیاب مىکند، از بیرون آمدن و شکافتن همان یکدانه مشاهده نمىکردیم، محال مىنمود که باورمان بیاید که این درخت همان یک دانه تخم است.
نطفه انسان که در حقیقت همان یک ذرّهاى است که دیدن آن با چشم غیر مسلّح مستحیل است، چطور اطوارى را در رَحِم مىگذراند و مراحلى را پشت سر مىنهد تا به شرف ﴿فَتَبارَكَ اللَهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ﴾1 درباره او مشرّف مىشود، و سپس به این جهان قدم مىگذارد و انسانى عاقل و برومند و عالم مىگردد. همینطور انسان در مراحل کمال خود از این دنیا به سراى تجرّد و نور و اطلاق، به همین منوال است.
آن انسان ملکوتى و جبروتى و لاهوتى در بدو امر همین انسان ناسوتى بوده است نه غیر آن، امّا در اثر ترقّى و تکاملى که براى وى رخ داده است، در اثر حُسنِ اختیار و اراده خود؛ در طىّ مدارج و معارج کمال و از دست دادن انانیت پوچ و اعتبارى خویشتن متحقّق به مرتبه عبودیت محضه خود مىشود که مساوق است با ربوبیت محضه خداى خویشتن.
طىّ قوس صعود، انسان را به بهشت فعلیت و ظهور اعمال مىرساند
بنابراین، آدم بواسطه خروج از بهشت نخستین پیش از دنیا و آمدنش در این دنیا ضررى نکرد، بلکه همهاش منفعت بود. منفعت در منفعت با ضریب بىنهایت اگر بالا رود، نتیجه منفعت لا یتناهى خواهد شد. و این نفع بیشمار وى را سوق مىدهد به بهشت دوّمین که بهشت فعلیت و بروز و ظهور اعمال و ملکات و عقائد و حقائق اوست.
بیا و بنشین و تماشا کن که چه خبر است؟!
در طىّ قوس نزولى، انسان همهاش مراحل استعداد و قابلیت را در خود مىگذراند و ذخیره مىنماید؛ امّا در طىّ قوس صعودى که رجعت او از این نقطه
- ذيل آيه ١٤، از سوره ٢٣: المؤمنون
