اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج3

0
اعتقادات
جلد ها

جلد سوم از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «انحصار توحید حقیقی به معرفت عرفانی، و بطلان توحیدِ غیر عارفان» به ضمیمۀ «مفاد وحدت وجود و برخی ادله آن» می‌باشد که با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحث این مجلد:  • غیر از عارفان، جمیع مردمان خدا را با دیدۀ دوبین می‌نگرند  • آنان‌که برای غیر از خدا اثری قائل‌اند، مبتلا به شرک خفیّ هستند  • ضرورت رجوع به عقل و لزوم فراگیری علم و حکمت  • بحث گرانقدر کاشف‌الغطاء در «وحدت وجود و موجود»  • نقد و بررسی اعتقاد به ثنویت و  تحقیقی بلیغ دربارۀ خیر و شرّ  • اخباریون حشوی و قائلین به اصالت ماهیت، در باطن گرفتار ثنویت‌اند  • برای مادیون و ماتریالیست‌ها مسألۀ شرور حلّ نشده و به جهان بدبین هستند  • نقد و بررسی اعتقادات شیخیه   • تحقیقی دربارۀ شیطان و دایره مأموریت تکوینی او  • در هر طائفه‌ای از اهل عرفان، افرادی غیر خبره و بی‌معرفت، خود را جا زده‌اند  • فقیه‌نمایان به نجاسات «وحدت وجودی» را افزوده‌اند تا خود را از مسؤولیت برَهانند  • تنزیه صرف فاقد دلیل عقلی و شهودی و شرعی است  • نقد و بررسی مکتب معتزلی و اشعری  • رموز و اشارات سورۀ اخلاص

اللَه شناسی ج3

165
  •  من چرا او نشدم، عبارتى است که خودش مُبطِل خودش است؛ من یعنى من. او یعنى او. بقدرى در ساختمان این «مَن» که تشخّص وجودى زید را تشکیل مى‌دهد، این آثار و خواصِّ مختصّه به خود او مؤثّر هستند که اگر از میان میلیاردها اثر وى مثلًا یک موى بدن او را جابجا کنیم، اصلًا وجود زید معدوم مى‌گردد و دیگر زید زید نمى‌باشد. بعینه مثل آنکه مثلًا بالفرض بگوئیم: پدر زید را که حسن است عمویش حسین فرض کنیم، چقدر اشتباه کرده‌ایم و غلط و بیراهه رفته‌ایم؛ همین‌طور در تنظیم سلسله علل و معلولات بقدرى عجیب و بُهت‌آور و منظّم و دقیق است که اگر بالفرض بخواهیم در یک موى بدن او مثلًا یک موى کنار لب او، آن را نادیده در جهان خلقت بپنداریم و معدوم الوجود و الخلقة قرار دهیم؛ به همان مقدار از راه دور شده و از عالم آفرینش و راز خلقت و سلسله مراتب و علل به گمى و گمراهى درافتاده‌ایم.

  •  حالا شما فرض کنید تمام نقائصى را که زید براى خود مى‌دانست اگر به فرض به او دادیم و وى را یک انسان لا یتناهى از وجود و علم و حیات و قدرت در دائره انسانیت گرفتیم باز زید مى‌گوید: چرا صفات و خصوصیات حیوانات و جمادات و نباتات در زمین در من وجود ندارد؟

  •  بدن من چرا بقدر فیل نیست؟ چرا همچون گوزن دو شاخ پیچیده ندارم؟ چرا قامتم مانند صنوبر و چنار نیست؟ چرا مانند ماه شب چهاردهم یا ستاره زهره نورانى نمى‌باشم؟

  • «الذّاتىُّ لا یعَلَّل» یک قاعده فلسفى است؛ و تخلّف‌ناپذیر

  •  از اینجاست که حکما فرموده‌اند: الذّاتىُّ لا یعلَّل‌؛ امورى که از آثار و لوازم غیر منفکه ذاتِ چیزى هستند، براى وجودشان دنبال علّتى نباید رفت، و از چون و چراى آن نباید تفحّص نمود!

  • بهشت آدم جنّت استعداد بود؛ و آن غیر از جنّت فعلیت بعدى است‌

  •  و امّا سبب آنکه چرا انسان را از بهشت بیرون کردند و اینک دوباره باید با مشقّت و رنج به بهشت مراجعت کند آن مى باشد که بهشت برد و گونه است: