
اللَه شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «انحصار توحید حقیقی به معرفت عرفانی، و بطلان توحیدِ غیر عارفان» به ضمیمۀ «مفاد وحدت وجود و برخی ادله آن» میباشد که با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلد: • غیر از عارفان، جمیع مردمان خدا را با دیدۀ دوبین مینگرند • آنانکه برای غیر از خدا اثری قائلاند، مبتلا به شرک خفیّ هستند • ضرورت رجوع به عقل و لزوم فراگیری علم و حکمت • بحث گرانقدر کاشفالغطاء در «وحدت وجود و موجود» • نقد و بررسی اعتقاد به ثنویت و تحقیقی بلیغ دربارۀ خیر و شرّ • اخباریون حشوی و قائلین به اصالت ماهیت، در باطن گرفتار ثنویتاند • برای مادیون و ماتریالیستها مسألۀ شرور حلّ نشده و به جهان بدبین هستند • نقد و بررسی اعتقادات شیخیه • تحقیقی دربارۀ شیطان و دایره مأموریت تکوینی او • در هر طائفهای از اهل عرفان، افرادی غیر خبره و بیمعرفت، خود را جا زدهاند • فقیهنمایان به نجاسات «وحدت وجودی» را افزودهاند تا خود را از مسؤولیت برَهانند • تنزیه صرف فاقد دلیل عقلی و شهودی و شرعی است • نقد و بررسی مکتب معتزلی و اشعری • رموز و اشارات سورۀ اخلاص
اللَه شناسی ج3
151مىگوید:
«قرآن مسأله شیطان را به شکل حیرتانگیزى طرح کرده است که کوچکترین خدشهاى بر توحید ذاتى و اصل ﴿لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ﴾،1 و همچنین بر اصل توحید در خالقیت، و اصل ﴿أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ﴾،2 ﴿قُلِ اللَهُ خالِقُ كلِّ شَيءٍ﴾3، ﴿لَمْ يَتَّخِذْ صاحبة و لا وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ﴾4 وارد نمىسازد.
براى مادّیون و ماتریالیستها مسأله شرور حلّ نشده، و به جهان بدبین هستند
بدبینى فلسفى:
یکى دیگر از اثرات «مسأله شرور» پیدایش بدبینى فلسفى است. فلاسفه بدبین معمولًا از میان ماتریالیستها برمىخیزند. یک نوع رابطه و تلازم میان ماتریالیسم و بدبینى فلسفى وجود دارد که قابل انکار نیست. علّت اینکه ماتریالیستها دچار نوعى بدبینى مىشوند، عدم حلّ مسأله شرور است در این فلسفه.
طبق بینش فلسفه الهى، وجود مساوى با خیر است و شرّ امر اضافى و نسبى است، و زیر هر پرده شرّ خیرى نهفته است؛ ولى بر طبق بینش مادّى
- قسمتى از آيه ١١، از سوره ٤٢: الشّورى: «مانند او چيزى نيست.»
- قسمتى از آيه ٥٤، از سوره ٧: الاعراف: «آگاه باش كه عالم خلق و عالم امر اختصاص به او دارد.»
- قسمتى از آيه ١٦، از سوره ١٣: الرّعد: «بگو: خداوند آفريننده تمام اشياء است!»
- آيهاى بدين عبارت در قرآن نداريم. آيه آخر از سوره ١٧: الإسراء كه آيه ١١١ است در آن لفظ صاحبةً وجود ندارد و اينطور است: ﴿لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ﴾. «فرزندى براى خود اتّخاذ نكرده است و در سلطنت خود داراى شريكى نيست.»
و در آيه ٣، از سوره ٧٢: الجنّ وارد است: ﴿مَا اتَّخَذَ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً﴾. «پروردگار ما براى خود نه جفتى و نه فرزندى اتّخاذ ننموده است.» يعنى با ﴿ما﴾ نافيه آمده است نه با لَم.
