
اللَه شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «انحصار توحید حقیقی به معرفت عرفانی، و بطلان توحیدِ غیر عارفان» به ضمیمۀ «مفاد وحدت وجود و برخی ادله آن» میباشد که با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلد: • غیر از عارفان، جمیع مردمان خدا را با دیدۀ دوبین مینگرند • آنانکه برای غیر از خدا اثری قائلاند، مبتلا به شرک خفیّ هستند • ضرورت رجوع به عقل و لزوم فراگیری علم و حکمت • بحث گرانقدر کاشفالغطاء در «وحدت وجود و موجود» • نقد و بررسی اعتقاد به ثنویت و تحقیقی بلیغ دربارۀ خیر و شرّ • اخباریون حشوی و قائلین به اصالت ماهیت، در باطن گرفتار ثنویتاند • برای مادیون و ماتریالیستها مسألۀ شرور حلّ نشده و به جهان بدبین هستند • نقد و بررسی اعتقادات شیخیه • تحقیقی دربارۀ شیطان و دایره مأموریت تکوینی او • در هر طائفهای از اهل عرفان، افرادی غیر خبره و بیمعرفت، خود را جا زدهاند • فقیهنمایان به نجاسات «وحدت وجودی» را افزودهاند تا خود را از مسؤولیت برَهانند • تنزیه صرف فاقد دلیل عقلی و شهودی و شرعی است • نقد و بررسی مکتب معتزلی و اشعری • رموز و اشارات سورۀ اخلاص
اللَه شناسی ج3
145سپس آلوسى گوید: و بسیار براى من شگفتانگیز است آنچه را که حکایت شده است که سَیف الدّولة بن حَمْدان روزى بر اصحابش وارد شد و گفت: من یک بیت سرودهام و باور ندارم احدى را توان آن باشد که دوّمى آن را بسراید مگر أبو فِراس. و أبو فراس در آنجا نشسته بود. به سَیف الدّوله گفتند: آن بیت چیست؟! گفت این سخنم:
لَک جِسْمى تَعُلُّهُ *** فَدَمى لا تَطُلُّهُ؟1 «جسم من از براى تست اى خداوند که پیوسته دم به دم بر آن کتک مىزنى؛ پس به چه علّت خون مرا هدر نکردهاى و آن را نریختهاى؟!»
أبو فراس فوراً مبادرت نموده گفت:
قالَ إنْ کنْتُ مالِکاً *** فَلِىَ الامْرُ کلُّهُ «خدا جواب داد که: اگر من مالک تو مىباشم، تمام این امور (از ضرب متتابع جسم و ریختن خون تو) مِلک طِلق من است و من صاحب اختیار در همه آنها هستم!»
ـ تمام شد قول آلوسى در تفسیر. حضرت استادنا العلّامه فرمودهاند:
جواب علامه: از اشکالات ستّه ابلیسیه با بلیغترین وجه
من مىگویم: آن بیان و تفصیلى را که ما در نخستین کلام سابق خود ذکر کردیم، صلاحیت دارد براى دفع تمامى این شبهههاى ششگانه. و به خوبى از عهده پاسخ آنها بر مىآید بدون آنکه نیازى باشد به گرد آمدن پیشینیان و پسینیان از خلائق، و آنگاه هم بر حسب مدّعاى امام رازى اجتماعشان بیهوده و بىفائده گردد. بنابراین، مطلب از آن قرار نیست که او پنداشته است؛ و براى توضیح آن مىگوئیم.»2
- عَلَّ ـ *** ه ضَرباً: تتابَعَ عَلَيه الضَّرب. طَل طَلًّا و طُلولًا الدَّمَ: أهْدَرَه.
- «الميزان فى تفسير القرآن» ج ٨، سوره أعراف، ص ٣٤ تا ص ٤٤
