
اللَه شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «انحصار توحید حقیقی به معرفت عرفانی، و بطلان توحیدِ غیر عارفان» به ضمیمۀ «مفاد وحدت وجود و برخی ادله آن» میباشد که با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلد: • غیر از عارفان، جمیع مردمان خدا را با دیدۀ دوبین مینگرند • آنانکه برای غیر از خدا اثری قائلاند، مبتلا به شرک خفیّ هستند • ضرورت رجوع به عقل و لزوم فراگیری علم و حکمت • بحث گرانقدر کاشفالغطاء در «وحدت وجود و موجود» • نقد و بررسی اعتقاد به ثنویت و تحقیقی بلیغ دربارۀ خیر و شرّ • اخباریون حشوی و قائلین به اصالت ماهیت، در باطن گرفتار ثنویتاند • برای مادیون و ماتریالیستها مسألۀ شرور حلّ نشده و به جهان بدبین هستند • نقد و بررسی اعتقادات شیخیه • تحقیقی دربارۀ شیطان و دایره مأموریت تکوینی او • در هر طائفهای از اهل عرفان، افرادی غیر خبره و بیمعرفت، خود را جا زدهاند • فقیهنمایان به نجاسات «وحدت وجودی» را افزودهاند تا خود را از مسؤولیت برَهانند • تنزیه صرف فاقد دلیل عقلی و شهودی و شرعی است • نقد و بررسی مکتب معتزلی و اشعری • رموز و اشارات سورۀ اخلاص
اللَه شناسی ج3
104إلَى أنْ قالَ
وَ حَیثُ إنَّ الذّاتَ مَرْضىٌّ بِها *** فَفِعْلُها کذا لَدَى اولى النُّهَى (٢) وَ هْوَ وُجودٌ مُطْلَقٌ کما وُصِفْ *** وَ کوْنُهُ خَیراً بَدیهیاً عُرِفْ (٣) وَ لا یکونُ الشَّرُّ إلّا عَدَما *** فَلَیسَ بِالذّاتِ مُرادًا فَاعْلَما (٤) وَ عالَمُ الامْرِ هُوَ الْقَضاءُ *** لا بِدْعَ فى أنْ یجِبَ الرِّضاءُ (٥) إذْ هُوَ نُورٌ لا تَشوبُهُ الظُّلَمْ *** فَکلُّهُ خَیرٌ عَلَى الْوَجْهِ الاتَمْ (٦) وَ عالَمُ الْخَلْقِ هُوَ الْمَقْضىُ *** فَالْفَرْقُ ما بَینَهُما مَرْضىُّ (٧) فَإنَّهُ تَصْحَبُهُ الشُّرورُ *** فَفى الرِّضا بِحَدِّهِ الْمَحذورُ (٨)1 ١ ـ و مبدأ کامل (حقّ ازلى ابدى) خیر محض است؛ و محبّت صرفِ خیر براى وى حتماً لازم است.
تا اینکه مىگوید:
٢ ـ و از آنجا که حقیقتِ ذات مورد پسند است، فعل ذات همچنین است در نزد صاحبان خرد و اندیشمندان.
٣ ـ فعل ذات بهطورىکه توصیف نمودهاند عبارت است از وجود مطلق. و بدیهى بودن خیریت او دانسته شده است. (و نزد احدى از حکیمان جاى اشکال نمىباشد.)
٤ ـ و شرور، حقائق خارجى ندارند مگر عدمیات. و آنها در اراده الهى مجعول بالعرض مىباشند نه مجعول بالذّات.
٥ ـ و عالم امر عبارت است از عالم قضاء و حکم الهى. بنابراین چیز تازهاى بنظر نمىرسد در آنکه ملازم با رضاى او باشد.
٦ ـ بجهت آنکه عالم امر، نورى است که در آن، ظلمت آمیخته نگردیده
- «تُحفة الحكيم» طبع نجف اشرف، ص ٧٩ و ٨٠
