اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج3

0
اعتقادات
جلد ها

جلد سوم از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «انحصار توحید حقیقی به معرفت عرفانی، و بطلان توحیدِ غیر عارفان» به ضمیمۀ «مفاد وحدت وجود و برخی ادله آن» می‌باشد که با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحث این مجلد:  • غیر از عارفان، جمیع مردمان خدا را با دیدۀ دوبین می‌نگرند  • آنان‌که برای غیر از خدا اثری قائل‌اند، مبتلا به شرک خفیّ هستند  • ضرورت رجوع به عقل و لزوم فراگیری علم و حکمت  • بحث گرانقدر کاشف‌الغطاء در «وحدت وجود و موجود»  • نقد و بررسی اعتقاد به ثنویت و  تحقیقی بلیغ دربارۀ خیر و شرّ  • اخباریون حشوی و قائلین به اصالت ماهیت، در باطن گرفتار ثنویت‌اند  • برای مادیون و ماتریالیست‌ها مسألۀ شرور حلّ نشده و به جهان بدبین هستند  • نقد و بررسی اعتقادات شیخیه   • تحقیقی دربارۀ شیطان و دایره مأموریت تکوینی او  • در هر طائفه‌ای از اهل عرفان، افرادی غیر خبره و بی‌معرفت، خود را جا زده‌اند  • فقیه‌نمایان به نجاسات «وحدت وجودی» را افزوده‌اند تا خود را از مسؤولیت برَهانند  • تنزیه صرف فاقد دلیل عقلی و شهودی و شرعی است  • نقد و بررسی مکتب معتزلی و اشعری  • رموز و اشارات سورۀ اخلاص

اللَه شناسی ج3

100
  • ثنویت‌، ما دّیگرى‌ و بدبینى‌ گردیده است. کمتر کسى است که به این مسئله توجّه نکرده باشد و درباره آن سخنى نگفته باشد.

  •  فلاسفه شرق و غرب به اشکال شرور توجّه کرده‌اند ولى تا آنجا که من مطالعه دارم، فلاسفه غرب پاسخى قاطع براى این اشکال ذکر نکرده‌اند.1

  •  من در کاوش‌هاى خودم در فلسفه‌هاى اروپا به این نکته برخورده‌ام که اروپائیان، این شبهه را نتوانسته‌اند حلّ کنند. ولى فلاسفه و حکماء اسلام، اشکال را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و الحقّ باید اعتراف کرد که به خوبى از عهده پاسخ آن برآمده و راز مهمّى را گشوده‌اند.

  •  بیجا نیست در اینجا یک جمله درباره‌ حکمت الهى شرق‌ بگوئیم و از این گنجینه بزرگ معنوى قدردانى کنیم. حکمت الهى مشرق زمین، سرمایه‌

    1. مرحوم حكيم عاليقدر آية اللَه محقّق شعرانى (قدّه) در كتاب «فلسفه اولى» بنا به نقل مجلّه «نور علم»، شماره دوّم و سوّم از دوره پنجم (با شماره رديف ٥٠ ـ ٥١) در ص ٦٨ و ٦٩ درباره ثنويّت اين‌طور مرقوم داشته‌اند:
      ثنويّت:(Dua Lisme ) يعنى قائل بودن به دو اصل ازلى و قديم، چنانكه از مذهب مانى معروف است. بعضى اروپائيها به أفلاطون و أرسطو نسبت مى‌دهند كه هم خدا و هم مادّه را قديمى مى‌دانستند، يعنى مى‌گفتند: خداوند مادّه را از عدم ايجاد نكرده بلكه آن را از حالتى به حالتى نقل مى‌دهد.
      امّا آنچه ما از مذهب ارسطو مى‌دانيم اينست كه اين حكيم مادّه را قديم مى‌دانسته، ولى قديم زمانى كه تنافى با مخلوق بودن آن ندارد. مثل اينكه اگر فرض كنيم خورشيد قديم و ازلى بوده، نور او هم قديم و ازلى؛ مع‌ذلك مخلوق و موجودشده بواسطه خورشيد است. و چون به عقيده او جسم مركّب است از مادّه و صورت و هر يك از اين دو محتاج به يكديگرند؛ هيچيك واجب الوجود نيستند، بلكه مخلوق خدا هستند از ازل. و چون مباحث علّيّت و معلوليّت نزد فلاسفه اروپا درست منقّح نيست، ممكن است ناقل از كلام ارسطو كه گفته: مادّه قديم است، غير مخلوق بودن آن را فهميده باشد.»