
معاد شناسی ج8
کتاب شریف «معاد شناسی» از آثار نفیس علامه آیةاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه میباشد. این اثر ارزشمند به قلم خود ایشان، در حقیقت صورت مکتوب و تفصیلی سخنرانیهای ایشان در موضوع معاد است. در این مباحث، کیفیت سیر انسان در دنیا و عالم غرور، و نحوۀ تبدّل عالم غرور به عالم حقائق، و رسیدنِ انسان به خدا نشان داده میشود. محوریت این ابحاث روی «باطنبودنِ آخرت نسبت به دنیا» پایهگذاری شده است که با قلمی شیوا و سلیس پرده از حقایق ناشکفتۀ عالم آخرت و معاد برداشته و شیفتگان حریم معبود را به تدبّر در معانی این اثر ذیقیمت فرامیخواند. در جلد هشتم از این مجموعه پیرامون «حقیقت صراط»، «حقیقت میزان» و «کیفیت حساب در قیامت» سخن بهمیان آمده است. اهم مباحث این مجلّد: • معنای صراط در قیامت • صراط مستقیم واحد است و «سُبُلِ سلام» متعدد • صراط، راهی باطنی از نفس انسان به سوی خداست • اختلاف عبور از صراط به حسب اختلاف درجات انسانیت • مراد از صراط مستقیم در قرآن، امیرالمؤمنین علیهالسلام است • صراط به سوی دوزخ ویژۀ ستمکاران است • صراط دنیا، نفس امام واجبالإطاعه است • کیفیت اسفار اربعه • حقیقت میزانِ اعمال در قیامت • میزان امتها، پیامبران و اوصیای آنها هستند • مخلَصین و منکرین لقاءالله میزان ندارند • میزان عمل، امیرالمؤمنین علیهالسلام است • صفات انسان کامل، همان میزان است • کیفیت حساب در قیامت • علم خدا حضوری و حساب او سریع است • خلاصۀ آراء حکماء و علمای تجربی درباره زمان • نسبی بودن زمان در موقف قیامت
معاد شناسی ج8
221ولى حضرت صادق علیه السّلام میفرماید: در هر نفسى كه فرود میرود هزاران نعمت است.
اگر انسان نفس نكشد میمیرد؛ پس نفس رزق است. نور خورشید اگر نباشد انسان مرده است. حرارت جوّ در درجه مخصوص و معین براى ما رزق است، اگر قدرى سردتر یا گرمتر باشد انسان معدوم است.
عقل ما رزق است یك دقیقه نرسد دیوانه محضیم، نه سر مىشناسیم از پا، و نه پا از سر؛ اسم ما در این حال عاقل است و در آن حال مجنون و دیوانه و ناعاقل؛ و دیگر مانند حیوانات به شرف تكلیف مكلّف نمىشویم.
حیات و قدرت رزق است، ادراك معارف الهیه رزق است، اینها همه رزق معنوى است.
اصولًا همین عالم ذهنى را كه خداوند به ما داده است رزق است؛ اگر یك لحظه از ما بگیرند تمام معلومات علمهاى حصولى كه بواسطه مشاهدات خارجى و یا گفتن و نوشتن و خواندن از كودكى تا به حال براى ما پیدا شده همه از بین میرود؛ حافظه و واهمه و مفكّره دیگر نداریم یعنى همین الآن كه بنده مشغول سخن هستم دیگر دوستان را نمىشناسم، و از طرف دیگر اصلًا سخنى نیست تا گفته شود.
دیگر نه اینجا مسجد است و نه دیوار، و نه این دست راست و چپ، و نه دوست و نه دشمن، نه غذا و نه دوا؛ در این جهان تك و تنها؛ و در این عالم غریب هستیم و با هیچ موجودى ربط نداریم، یعنى
