اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

معاد شناسی ج7

37٬636
اعتقادات
جلد ها

کتاب شریف «معاد‌ شناسی» از آثار نفیس علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌سرّه می‌باشد. این اثر ارزشمند به قلم خود ایشان، در حقیقت صورت مکتوب و تفصیلی سخنرانی‌های ایشان در موضوع معاد است. در این مباحث، کیفیت سیر انسان در دنیا و عالم غرور، و نحوۀ تبدّل عالم غرور به عالم حقائق، و رسیدنِ انسان به خدا نشان داده می‌شود. محوریت این ابحاث روی «باطن‌بودنِ آخرت نسبت به دنیا» پایه‌گذاری شده است که با قلمی شیوا و سلیس پرده از حقایق ناشکفتۀ عالم آخرت و معاد برداشته و شیفتگان حریم معبود را به تدبّر در معانی این اثر ذی‌قیمت فرامی‌خواند. در جلد هفتم از این مجموعه پیرامون «کیفیت نامۀ عمل انسان» و «کیفیت شهادت بر اعمال انسان در قیامت» سخن به‌میان آمده است. اهم مباحث این مجلّد: • معنای رسیدن نامۀ عمل از سمت راست و چپ • نامۀ بهشتی‌ها از جانب سعادت داده می‌شود • نتیجه اعمال انسان ملازم نفس انسان است • نامۀ عمل، عین حقیقت ملکوتی عمل است • مقرّبان و مخلَصان نامۀ عمل ندارند • مخلَصین و مقرّبین مدهوش ذاتِ حق‌اند • شاهدان بر اعمال و شرایط شهادت بر عمل • شاهدان بر اعمال از نیّت‌ها خبر دارند • شرط شهادت، احاطۀ علمیه بر پنهانی‌هاست • شهادت پیامبران، ائمه‌ علیهم‌السلام، ملائکه، اعضاء و جوارح، زمان و مکان، جمادات، قرآن در روز قیامت و کیفیت شهادت آنها • جمادات در قیامت شعور دارند و شهادت می‌دهند • اختلاف مساجد در فضیلت، ناشی از اختلاف نور آنهاست • نورانیت زمان و مکان، تابع نورانیتِ اهل آنهاست

سرای جاوید

معاد شناسی ج7

66
  • غلط است؛ یعنى تصدیق كردم و اقرار و اعتراف نمودم كه در برابر نور تو هیچ نیست؛ و تو پروردگار من هستى كه اسمائت بزرگ است، و صفاتت عظیم است؛ و من تا بحال خودم را ذى أثر و ذى صفت مى‌پنداشتم و از اسماءِ تو و صفات تو مقدارى را دزدیده و به خود نسبت میدادم؛ و چنین خیال میكردم كه حقیقةً وجودى دارم و أصالتى؛ و اسمى دارم و صفتى؛ اینك كه به عشق تو و براى زیارت و دیدار تو راه را طىّ كرده‌ام؛ و تو مرا پذیرفتى، و سرافراز داشتى! فهمیدم كه هیچ نیستم و هیچ ندارم هیچ اندر هیچ و آن مقدارى كه براى خود وجود و هستى قائل بودم همه فرعونیت بود؛ خداى من در عالم وجود تو هستى و بس.

  • حالات فقر و فناى مخلصین و مقربین‌

  • نیست جز فقر در طَیلَسانم‌***نیست جز عجز طَىّ لِسانم‌
  • سفله‌تر از همه ناکسانم‌***راست گویم خسى از خسانم‌
  • برده زین سو بدان سو هوایم‌***من ز خود هست و بودى ندارم‌
  • من ز خود ربح و سودى ندارم‌***من ز خود تار و پودى ندارم‌
  • من که از خود نمودى ندارم‌***بیخودانه چسان خود نمایم‌
  • بنده را پادشاهى نیاید***از عدم کبریائى نیاید
  • بندگى را خدائى نیاید***از گدا جز گدائى نیاد
  • من گدا من گدا من گدایم‌***بنده‌ام گر به خویشم بخواند
  • رانده‌ام گر ز پیشم براند***آستانم چو بر در نشاند
  • پاسبانم چو بر ره بماند***هر چه گوید جز او را نشایم‌
/ 12