اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

معاد شناسی ج7

37٬636
اعتقادات
جلد ها

کتاب شریف «معاد‌ شناسی» از آثار نفیس علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌سرّه می‌باشد. این اثر ارزشمند به قلم خود ایشان، در حقیقت صورت مکتوب و تفصیلی سخنرانی‌های ایشان در موضوع معاد است. در این مباحث، کیفیت سیر انسان در دنیا و عالم غرور، و نحوۀ تبدّل عالم غرور به عالم حقائق، و رسیدنِ انسان به خدا نشان داده می‌شود. محوریت این ابحاث روی «باطن‌بودنِ آخرت نسبت به دنیا» پایه‌گذاری شده است که با قلمی شیوا و سلیس پرده از حقایق ناشکفتۀ عالم آخرت و معاد برداشته و شیفتگان حریم معبود را به تدبّر در معانی این اثر ذی‌قیمت فرامی‌خواند. در جلد هفتم از این مجموعه پیرامون «کیفیت نامۀ عمل انسان» و «کیفیت شهادت بر اعمال انسان در قیامت» سخن به‌میان آمده است. اهم مباحث این مجلّد: • معنای رسیدن نامۀ عمل از سمت راست و چپ • نامۀ بهشتی‌ها از جانب سعادت داده می‌شود • نتیجه اعمال انسان ملازم نفس انسان است • نامۀ عمل، عین حقیقت ملکوتی عمل است • مقرّبان و مخلَصان نامۀ عمل ندارند • مخلَصین و مقرّبین مدهوش ذاتِ حق‌اند • شاهدان بر اعمال و شرایط شهادت بر عمل • شاهدان بر اعمال از نیّت‌ها خبر دارند • شرط شهادت، احاطۀ علمیه بر پنهانی‌هاست • شهادت پیامبران، ائمه‌ علیهم‌السلام، ملائکه، اعضاء و جوارح، زمان و مکان، جمادات، قرآن در روز قیامت و کیفیت شهادت آنها • جمادات در قیامت شعور دارند و شهادت می‌دهند • اختلاف مساجد در فضیلت، ناشی از اختلاف نور آنهاست • نورانیت زمان و مکان، تابع نورانیتِ اهل آنهاست

سرای جاوید

معاد شناسی ج7

212
  • قدرى كه راه رفتیم من دیدیم به هیچ وجه طاقت سوارى و برقرارى بر روى مركب را ندارم؛ و آن‌قدر خواب و خستگى بر من غالب است كه هم اكنون است كه از روى مركب به زمین بیفتم؛ با خود گفتم از الاغ پیاده میشوم و كنار جاده یك ساعت میخوابم و سپس بیدار میشوم؛ و با سرعت خود را به قافله میرسانم؛ چون شخص پیاده معمولًا سرعتش از قافله و مال بیشتر است.

  •  پیاده شدم و در بیابان كنار همان راه خوابیدم؛ یك مرتبه بیدار شدم دیدم آفتاب از آسمان بالا آمده؛ و غرق عرق شده‌ام؛ و تمام خستگى من بر طرف شده است! ولى یك شب تمام و مقدارى از روز را خوابیده‌ام، خدایا چكنم؟ و چگونه به قافله برسم؟ و در این بیابانِ مال‌رو كه جاى پاى مال بسیار است، از كدام راه بروم كه خود را برسانم؟ و بین من و قافله یك شب راه فاصله است چگونه خود را میتوانم برسانم؟

  •  در این حال دیدم ناگهان دو نفر نزد من آمدند؛ و در تن یكى از آنها لباس نمدى بود كه نیمه آستین داشت و به من گفتند: برخیز و از این راه برو به قافله میرسى! و یكى از آن راه‌ها را كه جاى پاى مال بود نشان دادند.

  •  من برخاستم و به راه افتادم، تقریباً پنج دقیقه‌اى كه راه رفتم به قهوه خانه‌اى كه در كنار استخرى بزرگ واقع بود رسیدم؛ من در آن قهوه خانه رفتم و یك استكان چائى خوردم، صاحب قهوه خانه خواست استكان دیگر بیاورد قبول نكردم؛ چون قیمت دو استكان مجموعاً سه شاهى میشد و من بیش از (صد دینار كه دو شاهى بود) با خود همراه‌

/ 0