
معاد شناسی ج7
کتاب شریف «معاد شناسی» از آثار نفیس علامه آیةاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه میباشد. این اثر ارزشمند به قلم خود ایشان، در حقیقت صورت مکتوب و تفصیلی سخنرانیهای ایشان در موضوع معاد است. در این مباحث، کیفیت سیر انسان در دنیا و عالم غرور، و نحوۀ تبدّل عالم غرور به عالم حقائق، و رسیدنِ انسان به خدا نشان داده میشود. محوریت این ابحاث روی «باطنبودنِ آخرت نسبت به دنیا» پایهگذاری شده است که با قلمی شیوا و سلیس پرده از حقایق ناشکفتۀ عالم آخرت و معاد برداشته و شیفتگان حریم معبود را به تدبّر در معانی این اثر ذیقیمت فرامیخواند. در جلد هفتم از این مجموعه پیرامون «کیفیت نامۀ عمل انسان» و «کیفیت شهادت بر اعمال انسان در قیامت» سخن بهمیان آمده است. اهم مباحث این مجلّد: • معنای رسیدن نامۀ عمل از سمت راست و چپ • نامۀ بهشتیها از جانب سعادت داده میشود • نتیجه اعمال انسان ملازم نفس انسان است • نامۀ عمل، عین حقیقت ملکوتی عمل است • مقرّبان و مخلَصان نامۀ عمل ندارند • مخلَصین و مقرّبین مدهوش ذاتِ حقاند • شاهدان بر اعمال و شرایط شهادت بر عمل • شاهدان بر اعمال از نیّتها خبر دارند • شرط شهادت، احاطۀ علمیه بر پنهانیهاست • شهادت پیامبران، ائمه علیهمالسلام، ملائکه، اعضاء و جوارح، زمان و مکان، جمادات، قرآن در روز قیامت و کیفیت شهادت آنها • جمادات در قیامت شعور دارند و شهادت میدهند • اختلاف مساجد در فضیلت، ناشی از اختلاف نور آنهاست • نورانیت زمان و مکان، تابع نورانیتِ اهل آنهاست
معاد شناسی ج7
251«در این حال علىّ علیه السّلام فرمود: اى أمیر المؤمنان! این سنگ هر آینه نفع میدهد و ضرر میرساند و اگر تو میدانستى تأویل آنچه را كه من میگویم از كتاب خدا، هر آینه میدانستى كه آنچه را من میگویم، همان طور است كه من میگویم!
خداوند تعالى میفرماید: و یاد بیاور اى پیامبر آن زمانى كه خداوند ذرّیه بنى آدم را از پشتهایشان بیرون كشید و آنان را بر خودشان گواه گرفت كه آیا من پروردگار شما نیستم؟
همه گفتند: آرى!
و چون آنان را بر امر توحید گواه گرفت؛ و آنها اقرار و اعتراف كردند به آنكه خداوند پروردگار صاحب عزّت و جلالت است؛ این عهد و پیمان را بر روى پوست نازكى نوشت و به این سنگ (حجرالاسود) خورانید! آگاه باش اى عُمر كه این سنگ سیاه، دو چشم دارد و یك زبان و دو لب دارد و در روز قیامت گواهى به برخوردها و آمدنهاى مردم بدینجا مىكند و این سنگ امین خداى عزّ و جلّ در این مكان است.
عُمر گفت: اى أبا الحسن! خداوند مرا در جائى كه تو نباشى زنده نگذارد.»
مجلسى رضوان الله علیه بعد از نقل این داستان فرموده است: این داستان را غزالى در كتاب «إحیاء العلوم» آورده است و بُخارى و مُسلم در صحیحین خود آوردهاند ولى ذیل آن را كه تنبیه أمیر المؤمنین به عُمر است نیاوردهاند.
