اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

معاد شناسی ج6

45٬549
اعتقادات
جلد ها

کتاب شریف «معاد‌ شناسی» از آثار نفیس علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌سرّه می‌باشد. این اثر ارزشمند به قلم خود ایشان، در حقیقت صورت مکتوب و تفصیلی سخنرانی‌های ایشان در موضوع معاد است. در این مباحث، کیفیت سیر انسان در دنیا و عالم غرور، و نحوۀ تبدّل عالم غرور به عالم حقائق، و رسیدنِ انسان به خدا نشان داده می‌شود. محوریت این ابحاث روی «باطن‌بودنِ آخرت نسبت به دنیا» پایه‌گذاری شده است که با قلمی شیوا و سلیس پرده از حقایق ناشکفتۀ عالم آخرت و معاد برداشته و شیفتگان حریم معبود را به تدبّر در معانی این اثر ذی‌قیمت فرامی‌خواند. در جلد ششم از این مجموعه پیرامون «کیفیت حیات در عالم قیامت» و «معنای حقیقی معاد جسمانی» سخن به‌میان آمده است. اهم مباحث این مجلّد: • زنده شدن در قیامت به واسطۀ اسم «المُحیی» است • ندای حضرت ابراهیم علیه‌السلام به مرغان، ندای ملکوتی بود • معجزات انبیاء ناشی از تأثیر نفوس آنهاست به اذن خدا • اذن خداوند در تأثیر نفوس، اذن تکوینی و حقیقی است نه اعتباری • مرگ عبور از این نشئه و موجب تکامل است • اقوال متکلمین دربارۀ اعادۀ موجودات • آراء مختلف در کیفیت معاد جسمانی و روحانی • پاسخ به شبهۀ آکل و مأکول • شخصیت هر انسانی به نفس اوست نه بدن او • دفع شبهات وارده بر معاد جسمانی • نظریۀ بدیعِ مصنف در خصوص معاد جسمانیِ عنصری و ارائۀ برهان بر آن • معنای ازل و ابد • بحثی درباره حشر جمادات، نباتات و حیوانات • کیفیت نامۀ عمل انسان

سرای جاوید

معاد شناسی ج6

183
  •  تمام افراد بشر از نقطه نظر باطن، ادراكاتشان، عقائدشان، آرامش و سكونشان، ملكاتشان، اخلاقشان، و صفاتشان با یكدیگر متفاوت است؛ درحالى‌كه ما از نقطه نظر ظاهر و شهادت، اینها را ادراك نمى‌كنیم و اینها راجع به غیب و باطن است.

  • مقدّمه چهارم: در عالم طبیعت، صورت ظاهرى موجودات را مى‌بینیم، ولى در آخرت باطن و شكل ملكوتى آنها ظاهر مى‌شود

  •  مقدّمه چهارم: ما در این عالم طبیعت تا هنگامى كه گرفتار هوى و هوس هستیم و چشممان به این عالم دوخته شده و نتوانسته‌ایم نظر خود را به باطن بیندازیم، همه موجودات را با همان صورت‌هاى ظاهریه مى‌بینیم.

  •  مثلًا كسى كه نماز بخواند از روى ریا و یا از روى اخلاص، ما ادراك نمى‌كنیم؛ ما فقط ظاهر نماز را مى‌بینم؛ ولى باطن دو تاست و ما نمى‌فهمیم؛ و در بعضى از مواقع، باطن ممكن است چند صورت و یا چندین صورت و یا چند هزار صورت داشته باشد و ما ادراك نمى‌نمائیم.

  •  چون ما بسوى خداوند حركت كنیم و از این حیطه ادراكات و مدركات بگذریم، یعنى جائى برویم كه آن حواسّ باطنى ما كار كند، نه حواسّ ظاهرى، در آنجا ما به باطن أعمال اطّلاع پیدا مى‌كنیم.

  •  و به عبارت دیگر: در این عالمِ شهادت و عالم ظاهر آنچه ما را به خارج مى‌پیوندد، همین حواسّ ظاهرى است؛ ما اگر چشم نداشتیم، این عالم ظاهر را نمیدیدیم؛ گوش ما، لمس ما، حسّ ذائقه و چشائى و حسّ شامّه و بویائى ماست كه با آنها به خارج متّصل میشویم و ادراكاتى پیدا مى‌كنیم، اگر اینها نبود به هیچ وجه ما از

/