
معاد شناسی ج6
کتاب شریف «معاد شناسی» از آثار نفیس علامه آیةاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّسسرّه میباشد. این اثر ارزشمند به قلم خود ایشان، در حقیقت صورت مکتوب و تفصیلی سخنرانیهای ایشان در موضوع معاد است. در این مباحث، کیفیت سیر انسان در دنیا و عالم غرور، و نحوۀ تبدّل عالم غرور به عالم حقائق، و رسیدنِ انسان به خدا نشان داده میشود. محوریت این ابحاث روی «باطنبودنِ آخرت نسبت به دنیا» پایهگذاری شده است که با قلمی شیوا و سلیس پرده از حقایق ناشکفتۀ عالم آخرت و معاد برداشته و شیفتگان حریم معبود را به تدبّر در معانی این اثر ذیقیمت فرامیخواند. در جلد ششم از این مجموعه پیرامون «کیفیت حیات در عالم قیامت» و «معنای حقیقی معاد جسمانی» سخن بهمیان آمده است. اهم مباحث این مجلّد: • زنده شدن در قیامت به واسطۀ اسم «المُحیی» است • ندای حضرت ابراهیم علیهالسلام به مرغان، ندای ملکوتی بود • معجزات انبیاء ناشی از تأثیر نفوس آنهاست به اذن خدا • اذن خداوند در تأثیر نفوس، اذن تکوینی و حقیقی است نه اعتباری • مرگ عبور از این نشئه و موجب تکامل است • اقوال متکلمین دربارۀ اعادۀ موجودات • آراء مختلف در کیفیت معاد جسمانی و روحانی • پاسخ به شبهۀ آکل و مأکول • شخصیت هر انسانی به نفس اوست نه بدن او • دفع شبهات وارده بر معاد جسمانی • نظریۀ بدیعِ مصنف در خصوص معاد جسمانیِ عنصری و ارائۀ برهان بر آن • معنای ازل و ابد • بحثی درباره حشر جمادات، نباتات و حیوانات • کیفیت نامۀ عمل انسان
معاد شناسی ج6
202دلم که آینه روى اوست داشت غبار *** صفاى چهره او از دلم غبار ببرد چو در میانه در آمد خِرَد کناره گرفت *** چو در کنار در آمد دل از کنار ببرد اگرچه در دل مسکین من قرار گرفت *** و لیکن از دل مسکین من قرار ببرد بهوش بودم و با اختیار در همه کار *** ز من به عشوه گرى هوش و اختیار ببرد کنون نه جان و نه دل دارم و نه عقل و نه هوش *** چو عقل و هوش و دل و جان هر چهار ببرد چو آمد او به میان، رفت مغربى ز میان *** چو او به کار درآمد مرا ز کار ببرد1 چون پرده برداشته شود، این حقائق چون خورشید روشن شود.
فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ2
«ما پرده را از روى چهره و سیماى تو برداشتیم، پس بنابراین، چشم تو امروز تیزبین است».
مقدّمه ششم: تبیین و توضیح عالم حشر
مقدّمه ششم: عالم حشر یعنى عالم جمع. نفوسى كه از این عالم بسوى خداوند میروند، به همان نقطهاى میروند كه از همانجا
- «ديوان مغربى» ص ٥٠
- ذيل آيه ٢٢، از سوره ٥٠: ق
